|
مهربان من آهنگ حضورت آنچنان لطيف و شاعرانه است که من را مدهوش ميکند، تو تنها چيزي هستي که براي من ارزش فکرکردن را داري ! نمي دانم چقدر از شهر من دوري اما همه جا حست ميکنم، ميشنومت . تو تکرار هميشگي عشقي و من فقط انعکاس بي ارزش نور تو هستم و ديگر هيچ
مردم اين شهر غريبن، ميخام برگردم
قصدشون فريبه، ميخام برگردم
يه نفر بود که دل به نگاهش بستم
نگاهش سردو غريبه، ميخام برگردم
به چشمانه مهربانه تو مينويسم حکايت بي نهايت عشق را تا بداني که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکي چشمانم قسم که تا ابد... دوستت دارم
نيمکت چوبي کهنه نم گرفته زير بارون
زير سقف بي قرار شاخههاي بيد مجنون
ابر بي طاقت پاييز مثل من چه بي ستارست
مثل من شکسته از اين نامههاي پاره پارست
طوفان باهمهي شدت خود به سکون و آرامش منتهي ميشود و حتي در بحبوحهي شدت خود در جستجوي آرامش است.
من نيز همهي عصيانم به عشق تو ختم ميشود و يگانه فرياد درونم اين است که تورا...تنها تورا
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي ميتوانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگيهاي يادت رنگ ميزنم
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. براي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات مينويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولي بدون اون روز روزه مرگ عشق منه
انگار ولگرد شده بودم به جستجوي نشاني ات به تمام جهان سر زدم اما نبودي به دور رفتم حتي به سرزمين خوشبختي در افسانههاي پدربزرگ كه حقيقت نداشت هيچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودي
وقتي با 1 انگشت به سمت کسي اشاره ميکني و مسخرش ميکني اگه خوب به دستت دقت کني 3 تا انگشتت به سمت خودته
مي خواستم دسته گلي برات بفرستم ء اما گفتم تا بدسستت برسه پژمرده ميشهءبنابراين حرف س رو از گل سوسنءحرف ل رو از گل لاله ء حرف ا رو از گل اطلسي وحرف م رو از گل مريم بعنوان دسته گلي بنام سلام تقديمت ميکنم دسته گلم را پذيرا باش .
انسانها يک به يک در خاک رفتند يکي شاد و يکي غمناک رفتند .چون بايد رفت از اين خاک خوشا آنها که مثل گل پاک رفتند.
تكيه به شونه هام نكن
من از تو افتاده ترم
ماكه به هم نمي رسيم
بسه ديگه بزار برم
كي گفته كه به جرم عشق
يه عمري پرپرت كنم
حيف تو نيست كنج قفس
چادر غم سرت كنم
من نه قلندر شبم
نه قهرمان قصهها
نه بنده حلقه به گوش
نه ناجي فرشتهها
من عاشقم همينو بس
غصه نداره بي كسي
قشنگي قصه ماست
كه ما به هم نمي رسيم
در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم
اصلا به تو افتاده مسيرم كه بميرم
يا چشم بپوش از من و از خويش برانم
يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم
وقتي ميشي نياز من
اگه نباشي پيش من
اشكاي چشمامو ببين
كه ميريزه به پاي تو
بازم كه بي قرارمو
دلواپس نگاه تو
تموم هستي مني
بمون هميشه پيش من
اگر شدم عاشق تو
نزار كه بي تاب بمونم
لالايي شبام تويي
نزار كه من خواب بمونم
دارم برات شعر ميخونم
شايد به يادم بموني
فقط يه چيز ازت ميخوام
هميشه عاشق بموني
دوست دارم خيلي كمه
اما جز اين چيزي نبود
واژهها رو ولش كنيم
عشقمو از چشام بخون
كاش روياهايمان روزي حقيقت ميشدند
تنگناي سينهها دشت محبت ميشدند
سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است
كاش قانونهايمان يكدم رعايت ميشدند
اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب
كاش روزي چشمهامان با صداقت ميشدند
گاهي از غم ميشود ويران دلم
اي كاش بين دلها غصهها مردانه قسمت ميشدند
دوست دارم تو سخن گويي و من گوش كنم
غم دل را به كلام تو فراموش كنم
سينه بشكافم و قلبم به تو تقديم كنم
تا بداني كه فقط جاي تو در قلب من است
دوست دارم: فارسي
انگليسي: iloveyou
احبك : عربي
تركي: senis evar youroum
آلمان: ichie bed
پدات: افغاني
بابا به چه زبوني ديگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم ديگه
انواع بوس:
بوس صورت: دوست داشتن
بوس پيشاني: آرامش
بوس بازو: شوخي كردن
بوس لب: عاشق بودن
بوس گردن: نياز داشتن
حالا اگه بخواي بوسم كني بوست شماره چنده؟
تورا من دوست ميدارم نه قدر آب درياها
كه روزي خشك ميگردند شوند بيچاره ماهيها
تو رامن دوست ميدارم نه قدر غنچه و گلها
كه روزي پرپر ميشوند بر آرد آه از دلها
تو را من دوست ميدارم به قدر كهكشان و ماه انجمها
كه جاويدان بماند عشق من تا بودن آنها
از معني انتظار يك لحظه بايست
ديوانه شدن به خاطرت كافي نيست
يك لحظه بايست و يك جمله بگو
تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست؟
فرستنده : دو عاشق ( شقايق و عليرضا از کاشان )
www.SmsLovely.Ir
بوي غربت ميدهم اما غريبه نيستم گرچه ميدانم كه عمري در غريبي زيستم . مثل رودي بستر اين خاك را طي كرده ام . تا بفهمم عاقبت در جستجوي چيستم . در عبور از لحظهها بر روي پاي اشتياق . لب شكست از خشكي اما همچنان ميايستم . دستهايت برگهاي عمر سبزم را ربود .گرچه اينجا هستم اما در حقيقت نيستم . اي فريماه شب تار ياريم كن تا بدانم سايه گمگشته اي از كيستم
چه رنجي از محبتها کشيديم برهنه پا به تيغستان دويديم نگاه آشنا در اين همه چشم نديديمو نديديمو نديديم سبک باران ساحلها نديدند به دوشِ خستگان باريست دنيا مرا در موج حسرتها رها كرد عجب يار وفاداريست دنيا عجب آشفته بازاريست دنيا عجب بيهوده تکراريست دنيا
همه جا سردو سياه رو لبام ناله و آه سر من بي سايبون نگهم مونده به راه دست من غمگين و سرد تو دلم يه گوله درد نه بهاري نه گلي پاييزِ پاييزِ زرد
شبامون آخ که تاريک و چه سرده - دل هامون جاي غمه لونهي درده تو رو بي من - من رو دور از تو گذاشته - چي بگم با من و تو دنيا چه کردي؟ آسمون با من و تو قهره ديگه - هرکدوم از ما تو يک شهر ديگه...
شاد باش که از شادي تو دل شادم / تا شادي ز غم هر دو جهان ازادم / زندگي من همه خوشحالي توست / بي وفايم که وفايت برود از يادم/ دوست دار شما
کاش مغز داشتم و مرگ مغزي ميشدم و قلبم را به تو اهداء ميکردم...!!!
و الههي عشق مرا صدا زد ... عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد. اما اگر شما عاشقيد و آرزويي ميجوييد... آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب ميرود و براي شب آواز ميخواند. آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد. و چه زيباست ديدن شوق زندگي در چشمان يك دوست...
شکسپير : طوري نيست اگه آدم واسه کسي که دوسش داره غرورشو از دست بده . . . ولي فاجعه است که به خاطر غرورش کسيو که دوست داره از دست بده
|