تبليغاتX
جملات عاشقانه, اس ام اس های عاشقانه
جملات عاشقانه, اس ام اس های عاشقانه

دوستان مي‌توانند به اين شماره مطالب خودشان راارسال كنند 09358733999


جک های جدید!

تركه ميره جبهه تو خاك عراقيا لخت ميشه رو زمين دراز ميكشه بهش ميگن داري چيكار مي كني ميگه دارم به خاك دشمن تجاوز مي كنم

...........................................

دختر: مامان عشق چيه؟
مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !

...........................................

تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين

وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه

...........................................

يه يارو مسته هي ميرفته رستوران 2 تامشروب سفارش مي داده گارسون مشكوك ميشه ميگه چرا همش 2تا 2 تا سفارش ميدي ميگه يكي واسه خودم يكي واسه دوستم تو شهرستان بعد از مدتي ديگه همش يكي يكي سفارش مي داده گارسون دوباره مشكوك ميشه ازش مي پرسه واسه دوستتون اتفاقي افتاده كه يكي سفارش ميدين ميگه نه من خودم ترك كردم

...........................................

زن رشتیه دیر میره خونه. شوهرش عصبانی میشه! و میگه؟ کجا بودی ؟ زنه میگه تو راه یه نفر بهم تجاوز کرد! شوهره میگه : خب تجاوز 10 دقیق!! بقیشو کجا بودی ؟!!!!!

...........................................

یه مگسه دستشو میندازه دور گردن دوست دخترش میگه : می دونی عزیزم از گه بیشتر می خوامت؟!!

...........................................

دو تا مگس با هم ازدواج میکنن . ماه عسل میرن WC

-بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!

2-لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود

3-ترکه ميره دسشويي .وقتي از دستشويي بر مي گرده نفس نفس مي زنه.ازش مي پرسن: مگه كوه كندي ؟ ميگه نه كوه ساختم

4-ترکه رو به زور وادار به نماز خوندن مي کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا اينا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن

5-اگه خواستي يکي هميشه دوستت داشته باشه . . . اگه ميخواي تنهات نذاره . . بهت وفادار بمونه . . . ازدواج نکن ............ سگ بخر

6-دعاي شب يک كودك : خدايا ! خودت مي دوني آب كم خوردم ، جيش هم كردم ، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمييين

7-ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

8-به تركه مي گن دگرگوني يعني چه ؟ مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه

9-ایرانسل: مشترک گرامی! موجودی شما رو به پایان نیست، ولی خفه مون کردی! چقدر اس ام اس بازی می کنی؟ چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم!

10-ديگه از كمبود اس ام اس اينو از تو موبايلم كش رفتم:

زن مثل ويروس ميمونه،چون: جيبت رو اسكن ميكنه،لبخندتو كات ميكنه،مخت رو فرمت ميكنه،برنامه هات رو ديلت ميكنه، آخرشم زندگيت رو هنگ ميكنه.

1-موقع برق رفتن مردم ياد چهار نفر مي افتن:

پدر مادر اديسون و خواهر مادر احمدي نژاد

 

2-دولت اعلام كرد از اين به بعد برق نميره فقط بعضي وقتا مياد

 

اين هم به افتخار دوستان المپيكي ما كه امسال مدال هاي رنگين زرد رو تو شلوارشون به ما هديه دادن:

3- دكتر احمدي نژاد:دنيا بداند كه ما هيچ نيازي به مدال المپيك آنها نداريم

...........................................

ترکه به زنش میگه : عجب داماد آمریکایی خوبی داریم . زنه میگه چطور؟ میگه من پشت در بودم شنیدم برا اینکه ما بیدار نشیم داشت دخترمونو ساکت میکرد و هی میگفت : ساک ایت! ساک ایت

...........................................

به تركه ميگن يه واحد كوچيك‌تر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!

...........................................

اخبار ديروز :
به يك زن رشتي كه در پارك مي‌دويد تجاوز شد
اخبار امروز :
صد زن رشتي در پارك مي‌دويدند !

...........................................

واسه لره دختر نشون مي‌كنن، با سنگ مي‌زندش!

 

 

یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل میکنن میشن زیپ
—————————————————————
پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟
—————————————————————
شرمنده، بی ادبیه ولی ….. از فردا طرح قهوه ای ایرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی میخواهید بخورید
—————————————————————
از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان کردم….. پیاده خیلی راهه
—————————————————————
به ترکه میگن: چرا قبض آب و برقو دوست داری، میگه: چون روش نوشته: مش ترک گرامی
—————————————————————
تست فیزیک کنکور : سرعت نور چه قدر است؟ ۱- بد نیست ۲- خوب است ۳- الحمدالله ۴- تو خوبی؟
—————————————————————
یه نفر یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می‌دویده
—————————————————————
اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ی دختر های ایرانی در زبان فارسی ( پ ) و ( خ ) می باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پراید ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و … ادامه دارد
—————————————————————
تست هوش : به ۷۵۰ گرم میگن چی؟؟؟ ……….. میگن نیم کیلو و نیم
—————————————————————
بر اساس جدیدترین تحقیقات ، تنها ۲۰% از مردها عقل دارند! … مابقی همگی زن دارند
—————————————————————
یه نکته جدی : ترجیح می دم روی موتورسیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتورسیکلتم فکر کنم - مارلون براندو
—————————————————————

ترکه رو به زور وادار به نماز خوندن میکنن؛ بعد که تموم شد میبینن نشسته داره دعا میکنه یکساعت؛ میرن جلو می بینن داره میگه: بارالهی خودت میدونی که اینا منو مجبور کردن به نماز خوندن، تو قبول نکن
—————————————————————

به خره میگن راسته ترکها خرند میگه یه شایعاتی بود ولی ما زیر بار نرفتیم
—————————————————————
ترکه کلاس رقص میزاره، ورشکست میکنه. تحقیق میکنن، میبینن سره کلاس شاباش میداده
—————————————————————
غضنفر به نامزدش می گه ۴شنبه به ۴شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم، بیا ۲شنبه به ۲شنبه همدیگر رو ببینیم.
—————————————————————
به لره میگن چرا درس میخونی؟ میگه درس میخونم دکتر بشم، مطب بزنم، پول در بیارم، نیسان بخرم کار کنم
—————————————————————
یه بار دوتا بنز با هم ازدواج می کنن بچشون ژیان می شه میدونین چرا؟؟ چون ازدواج فامیلی بوده
—————————————————————
پیف… اه اه اه… چه بوی گندی… خفه شدیم… چه خبرته؟ مگه چی خوردی؟ حمیییییییییییید (تبلیغ کنسرو لوبیای تبرک!)
به ترکه میگن چرا اینقدر گردنت بو میده ؟
—————————————————————

میگه : آخه هر کی میگوزه میندازه گردن من

—————————————————————
یه روز یه نفر سوار تاکسی میشه از راننده ترک میپرسه آقا کریم خان میرید؟ ترکه میگه خوب معلومه که میرید اگه نمیرید که می ترکید
—————————————————————

به غضنفر می گن عروسی پسرت کی هست ؟ میگه : این دوشنبه نه ، چهارشنبه بعدی
—————————————————————
غضنفر می ره ختم، ازش می پرسن شما؟ می گه من سایر بستگان هستم!
—————————————————————
غضنفر دکتر میشه بعد به مریضش دو تا قرص میده میگه یکیشو یه ربع قبل از خواب بخور یکیشم یک ربع قبل از بیداری
یه مگسه جلوی آینه به موهاش ژل می زده بهش میگن خبریه؟ میگه سره کوچه ریدن


...........................................

ميگن قزوينيا همشون خوش شانسن. آخه شانس جرات نمي‌كنه بهشون پشت كنه!

...........................................

تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد!

...........................................

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش!

...........................................

تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره!

...........................................

تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!

...........................................

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

...........................................

تو برام مثل گل مي‌موني، فقط بايد يه چوب بكنم تو كونت تا بشي دسته گل!

..........................................

- جون ميده با تو بريم ماهي‌گيري!
- چطور؟
- آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!

...........................................

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!

...........................................

عزراييل ميره سراغ تركه. تركه خودش رو ميزنه به مردن!

...........................................

به تركه ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!

...........................................

تركه رو مي‌برن زير سوال، له ميشه!

...........................................

شب چهارشنبه سوري مي‌بينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار مي‌گيرن مي‌فهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست مي‌كردن بعد از روش مي‌پريدن!

...........................................

عربه ميره استخر. شورتش سوراخ بوده، غرق ميشه!

...........................................

از تركه مي‌پرسن آقا نظرت راجب به خدا چيه؟ ميگه خدا خوبه، مهربونه، بزرگه، خالق جهانه. ابوالفضل نگهدارش باشه!

...........................................

يه تركه مي‌خواست بره تونس، نتونس (نتونست)!

...........................................

يه روز يه تركه ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه !

...........................................

زن تركه حامله بوده و براي تشخيص جنسيت بچش ميره سونوگرافي. زنه با دكتره ميرن توي اتاق و بعد نيم‌ساعت دكتره مياد بيرون ميگه آقا مژده بچه شما دختره. تركه ميگه آخي، آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!

...........................................

يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !

...........................................

يه قزوينيه ميره آفريقا و يه بچه سياه پوست ورمي‌داره با خودش مياره. بهش ميگن اين رو واسه چي آوردي؟ ميگه اگه خدا قبول كنه واسه محرم و صفر آوردمش!

...........................................

يه انگشتر ميره قزوين، النگو برمي‌گرده!

...........................................

به تركه ميگن يه جمله بساز كه توش آب باشه. ميگه لوله!

...........................................

يه تركه ميره در يخچال رو باز مي‌كنه مي‌بينه ژله توي يخچال داره مي‌لرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!

...........................................

زن تركه پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچه‌هاش يه رنگي دراومده بودن! تركه ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!

...........................................



يه تركه باباش مي‌ميره ميشه يتيم. مامانش مي‌ميره ميشه دو تيم. همه خانوادش مي‌ميرن ميشه تيم ملي!

...........................................

يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره.

...........................................

يه روز يه تركه داشته با دوست دخترش توي خيابون راه ميرفته، يه دفعه يه گوز ميده! براي اينكه سه نشه، ميگه باز اين بچه‌ها برام SMS فرستادن!!

...........................................

به تركه ميگن مي‌دوني اولين حيووني كه به مكه رفت چه حيووني بود؟ ميگه هاج زنبور عسل!

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

خطابيه!

در مورد نظري كه يكي از آقايان يا خانم ها داده بود در مورد مطلبي كه بابت مسئله افغاني‌ها نوشته بودم خيلي ممنونم ولي بهتر نيست يكم منطقي تر برخورد كنيد

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

نكات عبرت آموز!

مردی در جهنم بود كه فرشته ای برای كمك به او آمدو گفت من تو را نجات می دهم برای اینكه تو روزی كاری نیك انجام داده ای فكر كن ببین آن را به خاطر می آوری یا نه؟
او فكر كرد و به یادش آمد كه روزی در راهی كه میرفت عنكبوتی را دیداما برای آنكه او را له نكند راهش را كج كردو از سمت دیگری عبور كرد.
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتی پایین آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگیر و بالا بروتا به بهشت بروی.مرد تار عنكبوت را گرفت در همین هنگام جهنمیان دیگر هم كه فرصتی برای نجات خود یافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بیفتد.كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتی گفت تو تنها راه نجاتی را كه داشتی با فكر كردن به خود و فراموش كردن دیگران از دست دادی.دیگر راه نجاتی برای تو نیست و بعد فرشته ناپدید شد.

هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم :
نخست ، وقتی دیدمش كه به پستی تن می داد تا بلندی یابد.
دوم ، آن گاه كه در برابر از پاافتادگان ، می پرید.
سوم ، آنگاه كه میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم ، آن كه گناهی مرتكب شد و با یادآوری این كه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد.
پنجم ، آنگاه كه از ناچاری ، تحمیل شده ای را پذیرفت و شكیبایی اش را ناشی از توانایی دانست.
ششم ، آن گاه كه زشتی چهره ای را نكوهش كرد ، حال آن كه یكی از نقاب های خودش بود.
هفتم ، آنگاه كه آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.
                                                                   جبران خلیل جبران

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن بریز تو آبگوشت!!!
 آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید! plz
 خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
 پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!
 مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند!  زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
 مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
 خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.
 آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

بر طبق آخرین نظر سنجی پرتوجه ترین ایرانی ها طی 48 ساعت گذشته خواهر و مادر میرزا پور بوده اند.
                                                                           به نقل از یک منبع موثق

حضرت علی (ع) میفرمایند:
خداوند به حضرت موسی (ع)  وحی فرمود:
ای موسی 6 چیز است که مردم در جایی جستجو میکنند ولی من آنها را در جای دیگر قرار دادم :
1- من راحتی را در بهشت قرار دادم ولی مردم راحتی را در دنیا جستجو می کنند .
2- عزّت را در عبادت شب قرار دادم ولی مردم عزّت را نزد پادشاهان میجویند .
3- من بلند مرتبگی انسان را در تواضع قرار دادم ولی مردم بلندمرتبگی را در تکبّر میجویند .
4- علم و کسب علم را در حالت گرسنگی قرار دادم ولی مردم در هنگام سیری به دنبال اون هستند .
5- استجابت دعا را در لقمه ی حلال قرار دادم اما مردم استجابت دعا را در قیل وقال طلب میکنند .
6- من بی نیازی را در قناعت قرار دادم ولی مردم غنا را در بسیاری مال میدانند .
منبع:آیات و دعاهای مشکل گشا از سید ضیاء الدّین تنکابنی

روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: خدایا شکر!

راهای بازی با اعصاب دیگران 
روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو كوك كنین تا همه از خواب بپرن
سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند
 وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
 وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید
 همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین
روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین
وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه
در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین
موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین
وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده
وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین
بادکنک بچه ها رو بترکونین 
مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین
وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد
بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین
کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ?این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره
ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد كنین
توی كنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین
هر جایی كه می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ?توی دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین
دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنین
عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنین
پیچهای كوك گیتار دوستتون رو كه ? دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ??? درجه در جهات مختلف بچرخونین
با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش كه اونطرف خیابونه رو بپرسین
شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض كنین
موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارین
توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین  
شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسكه رو تعریف كنین
توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبریت فرو كنین
جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض كنین
یكی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق كنین
توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین كه هر چی شعر بلده بخونه
چراغ توالتی كه مشتری داره و كلید چراغش بیرونه رو خاموش كنین
ورقهای جزوه ء ??? صفحه ای دوستتون كه ازش گرفتین زیراكس كنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین

هیچ وقت تو خیا بون نرو

اگه رفتی ، سرتو بالا نکن
اگه کردی، به هیچکی نگاه نکن
اگه نگاه کردی ، نخند
اگه خندیدی، شماره ازش نگیر
اگه گرفتی ، بهش زنگ نزن
اگه زدی، باهاش حرف نزن
اگه زدی ،نگو دوسش داری
اگه گفتی، باهاش قرار نذار
اگه گذاشتی ، نرو سرقرار
اگه رفتی ،تحویلش نگیر
اگه گرفتی ، عاشقش نشو
اگه شدی،بهش نگو
اگه گفتی...................................
می ذاره میره .....

ye pesare khoob tanhaei mire 30nama - 2.ye pesare khoob baad az tak zang soraghe tell nemire - 3.ye pesare khoob vaghte bargashtan be khone mashinesh booye odkolone zanoone nemide- 4.ye pesare khoob to classe daneshgah ta shoa`a 3 metriye hich khanoomi nemishine - 5. ye pesare khoob pas az etmame sohbat gooshiye telepono boos nemikone - 6. ye pesare khoob vaghty miyad khone ghermeziye roje lab ro soratesh dide nemishe - 7. ye pesare khoob baad az shenidan esme jennifer lopez astaghforelah mige
مشخصات یه دختر خوب !!!!!!
 یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه  .
یه دختر خوب بیشتر از  3  ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد ) .
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه .
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000  تا دروغ نمیگه .
یه دختر خوب از مثلاً  6  ساعت وقت کلاس خودش  5  ساعتش رو نمی پیچونه .
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه .
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه .
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره  .
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه .
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید  10000  تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه ( حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه ... )
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه ( به غیر از خواهر من ) خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره     *** نکته : من خواهر ندارم ***

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!  عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

بزرگترین دشمن بشر پوله پول.... هر چی دشمن داری بده به من و خودتو خلاص كن.

بچه گربه از مامانش می‌پرسه: مامان، بابای من كیه؟ مامانش میگه: نمیدونم عزیزم، من سرم تو سطل آشغال بود!

بی چاره مردا: وقتی به دنیا می یان همه حال مامانش را می پرسن. وقتی ازدواج می کنن همه می گن چه عروس خوشگلی. وقتی می میرن همه می گن بیچاره زنش

پسر یك دایناسور پدر و مادرش میرن بیرون،فوراً میره به دوست دخترش میگه بیا بریم خونه ما.ولی دختره نازه میكنه و میگه نه بده ... من نمیام...،
پسر آخر ناراحت میشه آخر میگه:"اه،ببین همین كار ها را كردی كه نسل مون ورافتاد !!!

در ایام قدیم كه پیمان نظامی سنتو داشتیم،روزی نماینده انگلیس از برتری هواپیما های ساخت انگلیس داد سخن می داد.
چهار هزار پا به هوا میرود.
نماینده آمریكا گفت:این اصلاً در مقابل فانتوم های ما چشمگیر نیست،مال ما هشت هزار پا به هوا می رود.
نماینده ایران كه از این پا به هوا رفتن سر در نمیاورد،گفت:باید بگم این آمار شما در مقایسه با ارقام ایران خیلی ناچیزند.
در ایران ما یك شب جمعه داریم ... كه پانزده میلیون پا به هوا می رود!!!!
شب های دیگر هم كه علیحده جای خود دارند.
تازه،منطقه قزوین از این قاعده مستثنی است چون در آنجا معمولاً پا به هوا نمی رود.

روایت است از یكی از رجال فرهنگی كشور در گذشه كه روزی به اتفاق خانمش سوار اتوبوس شهری میشد و چون اتوبوس شلوغ بود،خودش را از در عقب سوار كردند و خانمش را فرستادند از در جلو كه راحت سوار شود.
شاگرد شوفر بلیط هر دو را از آقای دكتر در عقب دریافت كرد.
دكتر برای اطلاع خانمش از ته اوتوبوس فریاد زد:خانم من از عقب دادم،شما دیگه مواظب باشید از جلو ندین!!

اصفهانی صرف جو هر بار كه با معشوی میعاد داشت،قبلاً به داروخانه می رفت و یك قرص واگیرا می گرفت.
روزی وارد شد و گفت فقط یك نصفه قرص بدین.
گفتند:چرا نصفه
گفت:با این یكی جلسه اولمه.امروز فقط ماچ و بوسه می كنیم.

یك خانم رشتی رشتی كه طبق معمول فعالیت های فوق برنامه داشت،یك روز سرش خیلی شلوغ شد.
اول صبح یكی از عشاقش آمد و با او گرم مشول بود كه صدایی بلند شد.مردك طبق معمول سنواتی،فوراً رفت لخت مادرزاد داخل كمد قایم شد
دومی هم یك عاشق دیگر بود و با او نیز مشغول بود كه صدایی برخاست.مردك خواست برود داخل كمد،دید یكی آنجاست رفت بالای كمد قایم شد.
آخری شوهرش بود كه كامیون داشت و از سفری طولانی باز می گشت.با آه و ناله می گفت دیگر خسته شدم و می خواهم خانه نشین شوم.
زن گفت پس خرج زندگی ما را كی می دهد؟
مرد گفت:غصه نخور،آنكه آن بالاست میده؟
زن گفت كرایه خانه چی؟.... باز مرد گفت:آن كه بالاست میده.
خرج بچه و مدرسه و؟... اون بالایی میده!
بالاخره از بالای كمد صدا بلند شد كه:بابا من چه گناهی كردم كه همه خرج ها را باید من بدهم یك كمی اش را هم بیاندازید گردن این پایینی كه توی كمد است. !

شوهر مورد علاقه یه دختر در سنین متفاوت را برایتان قرار می دهم.
یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه
دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او باید شوخ طبع، ورزشكار، شیك پوش، رمانتیك و شـنونده خوبی باشد. بله خصوصیات و صفات آن مرد بسیار طولانی است. دخـتر مـردی را میخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدایا و دادن وعده عشق ابدی و جاویدان تـبدیل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه
دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید )یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه
دختر 52 ساله: او فقط می خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته
دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه.

ضمن احترام نسبت به آقایون حقیقت داشتن این مطالب را راجع به خانم ها نمیشه کتمان کرد:
زن عشق می كارد و كینه درو می كند.
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی...
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی!
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد.
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد می شود؛عاشق می شود؛مادر می شود؛پیر می شودو می میرد
وقرن هاست كه او؛
عشق می كارد و كینه درو می كند
چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان
جوانی بر باد رفته اش را می بیند
و در قدم های لرزان مردش؛گام های شتابزده جوانی برای رفتن
و درد های منقطع قلب مرد؛سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده
و پیری مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد.
حال خود قضاوت کن...

شکل انسان نخستین گرد بود.
پشت و پهلوهای او تشکیل دایره ای می داد. چهار دست و چهار پا. یک سر داشت و دو صورت که به چهار جانب نگاه می کرد و بر گردنی گرد قرار داشت و بر آن چهار گوش بود و دستگاه تناسلی هم دو تا داشت. هم می توانست به جلو برود و هم به عقب و نیز می توانست به کمک چهار دست و پایی که داشت مثل چرخ از هر طرف که می خواست بغلتد و به سرعت برود.
انسان سه جنس داشت چون آفتاب و ماه و زمین سه تایند. مرد در اصل فرزندخورشید و زن فرزند زمین و قسم سومی که آن را می توانیم نرماده بخوانیم فرزند ماه بود که از ترکیب خورشید و زمین ساخته شده بود.
همه اینها مثل اخلاف خود گرد بودند. قدرتشان شگفت انگیز بود و به خود سخت مغرور بودندتا به جایی که بر آن شدند به خدایان حمله برند.
زئوس پس از مدتی اندیشه راهی به خاطرش رسید و گفت: فکری به خاطر من رسیده است که بر سر این موجودات بلایی بفرستیم که نیروی خود را از دست بدهند. آنها را به دو نیم خواهیم کرد تا هم نیرویشان کم شود و هم بر عده پرستندگان بیفزایدو در نتیجه ما از دو سو بهره مند خواهیم شد. آنها بر دو پا خواهند ایستاد و راست راه خواهند رفت و اگر باز هم گستاخی کنند بار دیگر آنها را به دو نیم خواهیم کرد تا فقط یک پا داشته باشند و ناچار شوند برای راه رفتن بر یک پا بجهند.
وقتی انها را به دو نیم کرد به اپولون دستور دادکه سر نیمه ها را به جلو برگردانند تا آثار بریدگی خود را ببینند واز نخوت و غرورشان بکاهد. آپولون دستور داشت که زخم بریدگی را خوب کند . پوست را از اطراف بکشد و روی شکم جمع کند و آن را مثل دهانه کیسه ای به هم آورد و بر آن گره زند . ناف که بر شکم می بینیم جای این گره است...
بدین طریق انسان نخستین به دو نیمه قسمت شد. چون چنین شد هر نیمه ای پیوسته آرزوی نیمه دیگر را داشت. هر یک نیمه خود را در آغوش می کشید و هر دو در حسرت این بودند که دوباره با هم یکی شوند. نزدیک بود که همه از گرسنگی بمیرند . نیمه ماده به دنبال نیمه ماده خود می گشت و نیمه نر دنبال نیمه نر خود .
 به این ترتیب همه به سوی نابودی رفتند. زئوس چون این دید دلش به حال آنها سوخت آلات تناسلی آنها را به جلو برگردانید تا وقتی نر و ماده یکدیگر را در آغوش می کشند نسل ادامه یابد و یا هر گاه دو نیمه نر یا نیمه ماده با هم گرد آیند از هم بهره مند گردند.
میل به پیوند از آن روز در ما پدید آمد. با این پیوند می خواهیم زخم جدایی را شفا دهیم و به اصل خود برگردیم.
                                                                                         ضیافت افلاطون

سه مرد رشتی درد دل می كردند و از زنهایشان تعریف می نمودند.
اولی گفت یك روز رفتم منزل دیدم خانم با مردی هست،گفتم چه می كنی. گفت:هرزگی ... این صداقتش مرا كشت.
دومی گفت:من هم یك روز رفتم منزل دیدم خانم با مردی هست،ولی فوراً لاحاف را كشید روی سرش ... این حجب و حیایش مرا كشت.
سومی گفت:همه اینها درست ولی من یك روز زنم را با 5 مرد غافلگیر كردم ... این استقامتش من را كشت.

حسن آقا در بستر مرگ بود،به زنش وصیت كرد قول بده بعد از من با هیچ مردی نخوابی كه من در قبر از این رو به آن رو میشم.
یك ماه از فوت حسن آقا نگذشته بود كه زن طاقت نیاورد و یك بار با مردی خطا كرد ولی بعد خیلی پشیمان شد و داستان را برای آن مرد تعریف كرد.مرد گفت:این كاری نداره،حالا یك بار دیگر هم می خوابیم تا از آن رو برگرده به این رو،یعنی درست مثل اولش بشه.
زن از این راه حل خوشحال شد و سالیان متمادی به همین روش عمل می نمود،تا بالاخره خودش هم فوت شد و رفت به آن دنیا.
پرسان پرسان دنبال شوهرش می گشت كه یكی گفت: آهان فهمیدم،حسن فرفره را میگی،بیا تا نشونت بدم.

یكی از شخصیت های آمریكا درباره تحولات اجتماعی كویت، قبل و بعد از جنگ با كشور عراق صحبت می كرد. از جمله گفت:یكی از شگرف ترین تحولات این بود كه در قدیم همواره زن های كویتی چندین قدم پشت سر مرد هایشان راه میرفتند ولی بعد از جنگ اینك مرد ها پانزده قدم پشت سر زن هایشان راه می روند.
یك خبرنگار زن پرسید این جا به جایی مهم در نقش زن بیش از همه مرهون چه عاملی بوده است؟
شخصیت مزبور گفت: مرهون مین گذاری عراقی ها!!!

طبق آخرین بررسی كارشناسان، از زمان افتتاح تونل رسالت، برج میلاد بیست متر درازتر و هفت متر ضخیم‌تر شده است.

زن: شوهرم امشب مرا معذور دار كه ز برگ گل می‌چكد آب انار! مرد: همسرم امشب مرا عذری میار، شیر جنگی خون خورد وقت شكار

تو مرغ رو بیشتر دوست داری یا منو؟ میدونم، منو بیشتر دوست داری! پس چرا تخم مرغ رو میخوری ولی تخم من رو نمیخوری؟

به قزوینیه می گن از كجا دوست داری زن بگیری، میگه: از برره. می گن:برای چی؟ میگه:آخه برادر زنت هر شب می یاد پیشت می خوابه.

شباهت ترک ها و اسپرم چیه؟ تو هردوتاشون از هر چند میلیون یكیش آدم در میاد!

خرگوشه تو جنگل میمونه رو میبینه میگه: به به آقا میمونه! چی كارا میكنی؟! میمونه میگه: هیچی! این ور نگاه میكنیم، اون ورو نگاه میكنیم،‌ آقا شیره رو میكنیم! این حرف میرسه به گوش شیره، میگه: الان میرم دهنش رو میگام! میره پیش میمونه میگه: به به آقا میمونه! چی كارا میكنی؟! میمونه میفهمه هوا پسه، میگه: هیچی قربان، ‌اینورو نگاه میكنیم،‌ اونور رو نگاه میكنیم،‌ كس میگیم !

آیا فكر می‌كنید بی‌عرضه هستید؟ فكر می‌كنید به درد هیچ كاری نمی‌خورید؟ فكر می‌كنید بی‌مصرف هستید؟ به خدا درست فكر می‌كنید

قانون اول ذكریا راضی:كس مثل الكل می مونه اگر نكنی زود می پره.

شباهت پفک و سینه
هر 2 تاش مال بچه هاست اگه باباها اجازه بدن!!!

هیچ وقت با دل یه دختر بازی نکن چون یه دل بیشتر نداره ، با سینه هاش بازی کن که 2 تاست

یه زن و شوهری كه زبونشونو موش خورده بود و تو گوششون هم زنبور لونه كرده بود (همون ناشنوا!) با هم پیوند مقدس زناشویی برقرار می‌كنن، حالا اینكه آیا قبل از این پیوند مقدس، با هم پیوند‌های نامقدس دیگه‌ای برقرار كرده بودند یا نه، نه به من ربطی داره نه به شما!

زنه به مرده می‌گه (یعنی در اصل اشاره می‌كنه!) ببین، شبا كه چراغو خاموش می‌كنیم، خوب دیگه نمی‌تونیم با هم حرف بزنیم، در نتیجه اگه دلت خواست كه آلت تناسلی خودتو در آلت تناسلی من فرو كنی، سینه‌ی راستمو یه بار فشار بده،‌اگر هم نخواستی كه به مبادله‌‌ی آلات تناسلی بپردازیم، سینه‌ی چپمو یه بار فشار بده!
شوهره با اشاره می‌گه كه: موافقم! تو هم در مقابل اگه دلت خواست كه به رد و بدل اعضای تناسلی بپردازیم، كافیه كه یه بار نرینگی(!) منو بكشی ، اما اگه نخواستی كه مقاربت(!!) داشته باشیم، 150 بار باید بكشیش!

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم / فكر نكن یاد تو بودم، كار نداشتم، ول می‌گشتم

در راستای ورود بانوان به استادیوم شعارها اصلاح می‌گردد: شیر سماور / اگزوز خاور / اوا دیدی خواهر؟ / رفت كجای داور

اگر شما مشروب بخورید و با شورت بروید وسط حیاط چی‌می‌شه؟
می‌شوید یه فرد مشروب خورده، ایستاده با شورت در حیاط

روی تانكر تخلیه چاه نوشته: رزق ما داخل باسن شماست.

زن: مرد، چرا کولر نمی‌خری؟ مرد: به درد نمی‌خوره، اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم.

یه دوست مثل شورت همیشه با آدمه، اما یه دوست خوب مثل كاندوم از آدم محافظت می‌كنه، تو دوست خوب منی.

الهی تو خورشید باشی، من زمین باشم كه سالی یك بار من دور تو بگردم و 365 روز تو دور من بگردی.

یك دختر افغانی با یك مرد روسی نامزد شده بود ولی چون باكره نبود، می ترسید شب زفاف آبرویش برود.
از مادرش چاره جویی كرد و او گفت: اینكه كاری نداره. شب عروسی یك گوجه فرنگی داخل بدنت بگذار ...اصلاً نمی فهمد.
قضیه به همین ترتیب پیش رفت و شب عروسی هم بخیر گذشت.
فردا صبح،مرد روس زودتر از خواب بیدار شد و گرسنه بود ... دید یك گوجه فرنگی كنار تخت خواب است،آن را گرفت و خورد.
دختر به مادرش گفت: او گوجه آلوده را خورد و می ترسم بمیرد.
گفت: اصلاً نگران نباش،پدرت یك هندوانه درسته به همین ترتیب خورد و هیچ طوری اش هم نشد!!!

عفت در آستانه عروسی بود ولی از نداشتن پرده بكارت نگران بود. مادرش از قصاب محل قدری پوست گوسفند گرفت و در محل جاسازی نمود. از قضا شب عروسی این پوست به روی تشك افتاد و داماد با تعجب آن را برداشه و پرسید: این دیگه چیه؟
عفت با عشوه گفت: خوب معلومه دیگه ... پرده بكارت ...، مگه شك داری؟
گفت: نه،اصلاً شك ندارم ... چون خیلی رسمی است... حتی مهر سازمان گوشت كشور هم روش هست!!!

آلبرت با دو مرد از همسایگانش در بار محله نشسته بودند و حسابی مست شده بودند.
آلبرت گفت بچه ها، من زنم را خیلی دوست دارم، ولی از وقتی كه اون شروع به شعر گفتن كرده، برنامه سكس ما هفته ای یك دفعه بیشتر نیست.
آن ها گفتند، هفته ای یك دفعه خیلی بد نیست سهمیه ما ها رو به كل قطع كرده!!!

دو تا مرد رفته بودن گلف بازی ولی اغلب معطل می شدند، چون پیست جلوتر از آنها دو تا خانم بودند كه بیشتر وراجی می كردند تا بازی.
یكی از مرد ها جلو رفت كه خواهش كند اجازه بدند آنها جلو بزنند، ولی خیلی زود برگشت.
دومی پرسید چی شده؟
گفت:من نمی تونم،تو برو ... واسه اینكه یكی از اون ها زن خود منه اون یكی هم معشوقه منه!
دومی رفت جلو،ولی او هم بلافاصله برگشت. گفت: عجب دنیای كوچكیه...
همان طور كه گفتی یك از آن ها زن منه ... اون یكی هم معشوقمه ...!!!

یك رشتی بچه دار نمی شد و دوا و درمان هم بی فایده بود.
بالاخره دكتر تجویز كرد بهتر است شما محله تان را عوض كنید.

یك خانم رشتی رفت پیش دكتر به علت درد های زیر سینه و قفسه علیا!
دكتر گفت لطفاً بروید پشت آن پاراوان و لخت بشین.
چند دقیقه بعد هم رفت كه او را معاینه كند،ولی دید همین طور با لباس نشسته و لخت نشده.
گفت خانم،عرض كردم كه لخت شوید.
خانم گفت آخه آقای دكتر این جلسه اوله ....
من خجالت می كشم.
اول شما لخت بشین بعد من لخت میشم.

حاج آقا فرجخواه آمده بود تهران برای انجام معاملات بازرگانی و لی مسافرت طولانی شد و عرصه بر او تنگ گردید.
لاجرم از طرف معامله خود خواهش كرد كه شبی برای او یك صیغه ترتیب بدهد.
روز بعد از او پرسیدند،خوب حاجی آقا صیغه دیشب چطور بود؟ گفت عالی ... واقعاً عالی ... حسابی باكره بود!!
آنها كه خیلی از این موضوع تعجب كرده بودند، بعد ها از آن همه كاره پرسیدند این جریان باكره دیگر چه بود؟
مخدره گفت: والا تقصیر من نبود،حاجی از بس محرومیت كشیده بود،فرصت نداد من حتی جوراب شلوارم را هم در بیاورم.

آقای پرهیزكار از جمله مردان واقعاً پرهیزكار شهر رشت بود ولی روزی بلا مقدمه از خانم همسایه شان پرسید:عشرت خانم،تو واقعاً در رختخواب عشرت میدهی یا این یك اسم بی مسمی است كه روی تو گذاشته اند؟
عشرت خانم سرخ شد و سفید شد،ولی چون پای شهرت و اعتبار او در سطح شهر مطرح بود ساكت نماند و گفت:اتفاقاً من در رختخواب خیلی هم داغ و احساساتی هستم،حاضرم ثابت كنم!
آقای پرهیزگار گفت:نه لازم نیست باور می كنم... ولی ...
ولی چی؟
ولی چرا شوهرت هر روز میاید با زن من می خوابد؟

جاهل تهرانی رفته بود.در رشت ماشین دیگری از پشت به ماشین او زد.
پیاده شد و رفت سروقت راننده عقبی و شروع كرد خواهر و مادر و دیگر كسان او را به زشتی نام بردن،راننده رشتی گفت:آو ... آقا ...
حالا یك تصادف جزیی شده،دلیل نداره كه شما این همه تحریك جنسی بشین!

اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرایشگرتان تعریف كنید.
صابون را كف وان حمام جا بگذارید.
كادوی عروسی دوستتون بهش تراول نیم میلیونی تقلبی هدیه بدید.
در هنگام خروج از توالت، دمپایی‌ها رو خیس كنید.
همه شیرهای آبی كه در طول روز می‌بینید تا حد امكان سفت كنید (به كار بردن انبرقفلی نتایج بهتری به همراه دارد).
وقتی میخواهید به توالت بروید، با صدای بلند اعلام كنید (ذكر نوع مواد خروجی الزامی می‌باشد).
وقتی كسی در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشویی حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقیقه دستگیره درب رو تكان دهید و پشت سر هم بگید این چرا باز نمیشه؟
شبهای جمعه پشت درهای اتاقهای خونه، صداهای عجیب از خودتون در بكنید.
پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبی برای تعریف داستانهای جن و پری است.
توی حموم عربده بكشید.
اگر كسی به حمام رفت. بلافاصله تمام شیرهای آب گرم و سرد خانه را باز كنید.
در صف پمپ بنزین، بوق ممتد بزنید.
سر پیچها و جاهایی كه سبقت ممنوع است، با سرعت بیست كیلومتر در ساعت حركت كنید.
عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنین.
وقتی مامان جاروبرقی رو روشن میکنه از ترس جیغ بکش.
نصفه شب مامان رو از خواب بیدار کن تا بهش نشون بدی که میتونی خودت از تخت بیای پایین!
مرتب جلوی مهمونا از عموی پیرتون كه موهاش رو رنگ مشكی زده بپرسین كه چه رنگ مویی استفاده میكنه.
اگر كسی توی خیابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگیرید و بگید «اخ» (یعنی آب دهن طرف افتاد رو صورتت و میتونید دعوا راه بیاندازید).
هنگام راه رفتن سعی كنید پشت كفش مردم رو با نوك كفشتون بزنید. هر چه بیشتر كفش مردم رو از پا در بیارید، امتیاز بیشتری میگیرید.
وقتی به یک مغازه شیک شلوار فروشی رفتید، برخلاف تاکیدهای فروشنده شلوار را آنقدر پایین بگیرید تا خاکی شود، بعد از آن هم بگویید که آن را نپسندید.
درست در مسیر معلم و یا استادتون نخ نامرئی بکشید.
روی دیوار سفید خانه همسایتان با حروف بزرگ بنویسید: لطفا اینجا چیزی ننویسید.
به کسی که دندون مصنوعی داره، بلال تعارف کنید.
عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم، چی بودم و چی شدم.
در هنگام صرف شام، در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید.
در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید، سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید: دیوانه هم این رنگ را می‌پسندد!

6 شرط برای مرد بودن
1- سیبیل
2- گردن کلفت
3- شکم در حد حاجی بازاری
4- کلاه شاپو
5- تسبیح شامقصود اصل
6- یک ماشین: حداقل پژو جی‌ال‌ایکس
البته لازم به ذکره که قبلا این نکات 10تا بوده:
7- غیرت
8- مرام و معرفت
9- لوطی گری
10- صفا و صمیمیت و عقش (عشق)
که الان، در حال حاضر به خاطر رفاه حال دوستان عزیز، چندتا از این شروط دست و پاگیر رو حذف کردیم تا این شرایط در همه  قابل استفاده باشه!

رفیق غضنفر ازش میپرسه: پنجشنبه-جمعه كجا بودی؟ میگه: والله امام رضا طلبید، با بر و بچه‌ها رفتیم شمال!!!
 
یارو میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،‌ كجش میكنه!!
 
یکی داشته خاطره تعریف میكرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!
 
به یه گیج میگن اگه همه دنیا رو بهت بدن چی كار میكنی؟‌ میگه: میفروشم میرم خارج!!!
 
یارو میره كله پاچه فروشی، کله پاچه فروش بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ یارو میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم!!
 
ازیکی می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟ می گه : برای اینکه کشتیها از زیرش رد بشن !!!
 
یه کچل به رحمت خدا یك دونه موهم تو كلش نبوده. یك روز میره سلمونی، ملت همه پوزخند میزنن، میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!!!
 
یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن: همراه داری؟ میگه: آره، خاموشش كردم!!!
 
یکی زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!
 
یارو از ساختمون ده طبقه می‌افته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
 
طرف بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!
 
یکی تو مانور شركت میكنه، اسیر میشه!
 
یکی میخواسته به فلسطینیا كمك كنه، براشون سنگ پست میكنه!
 
یکی میاد تهران،‌ یه دختر خوشگل میبینه،‌ بهش میگه:‌ خانم این دوست دختر كه میگن شمایین؟!
 
یارو یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن كم میاره!
 
تمساحه میره گدایی،‌ میگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنید!
 
یارو دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به 220!
 
طرف میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!
 
به یارو میگن چند تا بچه داری؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!‌
 
یارو ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یك روز یکی میاد میگه:یك ككتل بده، ‌فقط توش گوجه نگذار. یارو میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟! 

زمانی كه فكر میكنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری میكنه

یك روز می بوسمت ! فوقش خدا مرا می برد جهنم ! فوقش می شوم ابلیس ! آنوقت تو هم به خاطر این كه یك « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی ! جهنم كه آمدی ، من آن جا پیدایت می كنم و از لج خدا هر روز می بوسمت ! وای خدا ! چه صفایی پیدا می كند جهنم ... !

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو كه بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من كه خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

گاو نر افتاد دنبال گاو ماده . گاو ماده فرار کرد تا رسید به بن بست بر گشت گفت:از جون من چی می خوای؟ گاو نر گفت: مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

اگر می دانی در این جهان كسی هست كه با دیدن تو رنگ رخسارت تغییر كند و صدای قلبت آبرویت را ببرد مهم نیست كه او مال تو باشد مهم این است كه فقط باشد زندگی كند لذت ببرد و نفس بكشد.

سلام می تونم یه چیزی بهت بگم.مطمین باش از ته قلبم بهت می گم همیشه از ته قلبم بهت می گم.همیشه از خدا می خواستم که تو زندگیم یه همراه خوب داشته باشم همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم خدایکیشو بهم داده همراه من نوکیاست مال تو چیه؟

شاید كسی را كه با تو خندیده فراموش كنی اما كسی را كه با تو اشك ریخته هرگز....

پیراهن مشکی من از غم نیست.........اف های نداده من کم نیست............من واسه خودم یه قانونی دارم............توی قانون من هرکی که واسم اف نذاره آدم نیست

کردگارا، احساس را زمن مگیر که بنده ام به درگاهت با دلی خون ز بندگانت و مرا رها مکن در این دنیای مکر که دل آتش می زنند و عاشق می کشند. کردگارا، مرا تنها مگذار.

تا حالا یکی تو رو یا تو یکی رو .یا یکی یکی دیگه رو یا یکی دوتا رو یا دوتا یکی رو .یا تو دوتا رو یا دوتا دیگه تو رو اینقدر که من سر کار گذاشتم گذاشته؟

چهار روز اول دوستی دختر و پسر: روز اول: دوسم داشته باش، بهم دست نزن،
روز دوم: بهم دست بزن بوسم نكن، روز سوم: بوسم كن اما ... خبری نیست، روز چهارم: ... اشكالی نداره اما فراموشم نكن

نه در حالت بمان، نه در جایت بمان! همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدأ، به سوی مقصد به سوی آنجا که می توانی انسان باشی

هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربایی شهر دوم : دیدار و آشنایی شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی شهر چهارم : بهانه،فکر،جدایی شهر پنجم : بی وفایی شهر  ششم : دوری و بی اعتنایی شهر هفتم : اشک،آه،تنهایی

عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم... بوسه ای داد؛ چو برداشت لب از روی لبم، توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم!

-یه مرده تو رستوران غذاش و می زاره روی میز و می ره دستشویی برای اینكه كسی به غذاش دست نزنه یه یادداشت می زاره كنارش كه كسی به غذای من دست نزنه زیرش هم امضا می كنه قهرمان بوكس. بعد میاد می بینه غذاش نیست و جاش یه یادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !

6- مشترك گرامی دسترسی به این جوك امكان پذیر نمی باشد

7-یه بار یه یارو تویه یك عملیات تروریستی با كایت خودشو میزنه به كاخ سفید آمار كه میگیرن میبینن ??? نفر كشته شدن ?? نفر از خنده ? نفر هم خود یارو

8-پیکانه بنزین سوپر میزنه.. ترمز دستیش نمی خوابه!

9-یارو داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

فروش سوالات كنكور!

مدیریت این وبلاگ با حمایت گروه جرقه در راستای اهداف انسانی خود اقدام به انتشار سوالات کنکور سراسری امسال می نماید.
 تذکر آیین نامه اى: ?- از خوردن قلم پرهیز کنید. ?- از تا کردن? مخدوش کردن?سابیدن? لیس زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نمایید. ?- کیک به تعداد لازم خریداری شده است? از گدا گشنه بازی پرهیز کنید! ?- آماده! اکشن!!!
 ?) کدامیک از فرمایشات لقمان حکیم به فرزندش می باشد؟
الف) فرزندم خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.
ب) فرزندم خداوند پرهیزکاران را دوست ندارد!
ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟
د) شیرمو حلالت نمی کنم اگه یه بار دیگه این پری ورپریده رو سوار ماشینت کنی!
 ?) مروارید خلیج فارس؟
الف) کیش     ب)پیشته     ج) چخه     د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپایی خوردن)
 ?) بزرگترین هواپیمای مسافربری جهان؟
الف) بوئینگ(Booing)      ب) بوئینگ کوچولو (Booing 345)
ج) بوئینگ بزرگ(Booing707)      د) باز کن اون پنجره رو! خفه شدیم از بوش!!
 ?) خواننده ی تپل ترک؟
الف) سیبیل کن  ب) سیبیل تراش   ج) ریش تراش  د) سه بیل و سه خاک انداز تراش(Mach 3)
 ?) کدامیک یک تیم اسپانیایی است؟
الف) اتلتیکو بیل بااو
ب) اتلتیکو کلنگ با من
ج) اتلتیکو خاک انداز هم با من
د) اتلتیکو! پس تو چه غلطی می کنی؟
 ?) نامزد خوش خنده ی آخرین دوره ریاست جمهوری؟
الف) کرروبی     ب) کورپاک کنی     ج) کچل شویی     د) همه ی موارد!
 
?) نژاد مردم ساکن کرواسی؟
الف) کروات     ب) پاپیون     ج) دستمال گردن     د) هیچکدام(یقه وطنی)
 ?) کدامیک جز خبرگزاریهای داخلی نیست؟
الف) ایلنا     ب) ایسنا     ج) خاله نسرین اینا     د) ای شرتی بزن پرس! (افتاد؟)
?) فوتبالیست انگلیسی؟
الف) اندی کول     ب) اندی زیربغل     ج) اندی سرشانه     د) اندی مرسی هیکل
 ??) از سازهای موسیقی که همنشینی با مبتدیان این رشته توصیه نمی شود؟
الف) ساکسیفون     ب) کوله پشتی سیفون     ج) چمدون سیفون     د) کیف پول سیفون
 ??) بازیکن تیم ملی عربستان؟
الف) احمد الدوساری     ب) حسن السه تبریز     ج) غضنفر الچهار قزوین     د) قلی ال اِن سانفرانسیسکو
 ??) رئیس جمهور کوچولوی روسیه؟
الف) پوتین     ب) صندل     ج) دمپایی     د) نزن بابا  رفتم!!!
 ??) .................. بى تو سردمه ؟
الف) بخارى       ب) پتو          ج) آرش     د) دى جى على گیتور !!

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

شب هاي امتحان بلدي چه جوري دعا كني!

أللهم أهدا كل شوت و مشنگ لایعلم من دروسها بقدر بز أخفش.
 ألذی لایعلم و لایستطیع أن یقراء فی لیلة واحدة كل هذه الكتب المخوفة القطورة و الجزوات الزیراكسیة.
 الذی لا ینفع فی الدنیا و الاخرة و فی الموضوعات العملیة تغنی محل أشتغالنا.
 أللهم أنجنا من البلیات الذی ینزل علینا ببركة الأساتید و الأمتحاناتهم الذی یتنزل المعدل تحت خطوط المشروطیة.
 أللهم نسئلكة اللغو كل الأمتحان و الكوئیز فی كل تروم. و لاتكلنا الی أنفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذی یجذبتا الی المنجلاب المشروطیة. و أعوذ بك من پروجات.
آمین یا كاشف المضطرین فی اللیالی الامتحانیة

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

خر عاشق!

خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان
زبین این همه خرهای خوشگل یکی کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوش تیپ در آیی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم بهر گل چیدین برفته
برای بار سوم خر بپرسید خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

سنگ صبوري ...

 
رفیق من؛ سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
 

دنیایی که پر شده از سیاهی
فاصله ای نداره تا تباهی
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
 

نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
اگر بیای همون جوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
 

صدای سازم همه جا پر شده
هرکی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
 

سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاج به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
 

توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیشکس نیومد
سری به تنهاییت نزد
 

اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش ...

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

اسلام كجاست!؟

راستش را بخواهيد چند روزي بود كه رفته بودم دنبال دانشگاه مجازي مي‌گشتم آخه ما افغاني هستيم و خوشبختانه  اجازه نمي‌دهند كه دانشگاه درس بخونيم و اگر اجازه بدهند  بايد از هفت خوان رستم بگذريم اين هفت خان را به به اختصار براتون آوردم تا شايد خودتون قضاوت كنيد!

كه اسلام كجاست؟!

۱. اگر بچه روحاني (از نوع معزز) باشي مي‌تواني پيش دانشگاهي را كه با معدل ۱۴ به بالاتر قبول شدي دانشگاه شركت كنه ولي اگر نباشي بايد پيش دانشگاهي را با معدل بالاي ۱۷ تمام كني يعني چه يعني اينكه رشته‌هاي رياضي مثل ما بايد هم معدل بالاي ۱۷ بگيرند و هم اين سد بتوني كنكور را خرد نمايد البته با سوزن!

۲. به نظر شما كسي كه بخواهد معدل بالاي هفده اونم توي پيش دانشگاهي كه بايد وقتشو صرف تست زدن بكنه بدست بياره چقدر شانس قبولي توي دانشگاه دولتي خوب داره پس مي‌مونه پيام نور

۳.ايها الناس بدانيد كه بايد افغاني‌ها دو برابر شهريه دانشگاه آزاد را براي دانشگاه‌هاي دولتي بدهند!  در حالي كه بيشترين اين افراد شيعيه هستند و نخبه چرا اين رفتار را با ما مي‌كنيد!

۴.  ايها الناس بدانيد كه :خدا را شكر حق كار كردن را هم كه از ما گرفتن تا حداقل بتونيم خرج دانشگاه را بديم مگه روزي هر كس از قبل مشخص و معين نشده چرا حق كار كردن را از ما گرفتيد چرا از سر كار مثل يك آدم جاني برخورد مي‌كنيد و با دست بند زده به پاسگاه و كلانتري مي‌بريد پس بفرماييد قبرستان مقدس بقيع قسمت شهداي گمنام (در راه علم)!

۵. ايها الناس بدانيد كه: افغاني مسلمان را نميذارند وارد حوزه بشه جايي كه براي درس خواندن علوم اسلامي آمده كردند! اونوقت يه چيني و ژاپني غير مسلمان را از اون ور دنيا مي‌كشوند مي‌يارند حوزه مگه افغاني چه گناهي كرده كه بايد از خواندن دروس اسلامي محروم بشه شما فرداي قيامت چه جوابي داريد به امام زمان بدهيد خيال مي‌كنيد اين كارا يعني ترويج دين اسلام نه عزيز! اين كار يعني تيشه زدن به باورها و اعتقادات كساني كه به اميد اسلامي بودن و شيعه بودن اين كشور وارد اين كشور مي‌شوند و شما حتي اجازه ورود به حوزه محل علوم اسلامي را نمي‌دهيد !

۶. ايها الناس بدانيد كه: دولت ايران از سازمان ملل براي پناه دادن به افغاني‌ها هر ساله ميليون ها دلار كمك مي‌گيره كه ما داريم اين افغاني‌ها را به كشورمون راه مي‌دهيم و ازشون مواظبت مي‌كنيم البته چه مواظبتي! بعد از هر افغاني كه يه مجوزي بهشون داده نفري ۱۴۰۰۰۰ هزار تومان داره مي‌گيره به خاطر ماليات حالا خدا وكيلي كشور كفري (از نظر علماء و مراجع ايران!) مثل كانادا و آمريكا و غيره كه در قبال دريافت كمك داره خدمت مي‌رسون به هر مهاجري كه به كشورشون بياد مسلمان واقعي است يا اينجا؟

۷. مطمئن باشيد كه دولت ستم گر هيچ وقت پا برجا نخواهد ماند.

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

دوستان صمیمی

 

 

گیسوانت را چنین آشفته مکن

که آشوب بر پا می کنی در جان من

اشک هایت را چنین جاری مکن

که جاری می کنی خون از دیده گان من

چشم هایت را چنین بر من مبند

که درهای عرش خدا قفل شوند بر روی من

دوستت دارم

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

بازجویی!!

هرچند که تنها شب استراحتش بود . شب بعد ماه باز هم صدای گریه رو شنید . توی شهر رو نگاه میکرد تا ببینه صدا از کجاست . نگاه کردو نگاه کردو نگاه کرد تا دید یه دختر زیبا پشت پنجره ی اتاقش نشسته و داره گریه میکنه . تا نگاه ماه به صورت دختر افتاد دختر هم ماه رو دید . دختر به ماه سلام کرد ولی ماه اجازه نداشت با کسی حرف بزنه . دختر گفت : اسم من ماهک هست . بعد رو به ماه گفت : من خیلی شبیه به تو هستم زیبا ولی تنها . بعد ماهک رو به ماه گفت : میخوای از این به بعد شب ها بیای پیش من که با هم باشیم ؟ ماه باز هم چیزی نگفت ولی دیگه از تنهایی خسته شده بود .

شب بعد ماه با نوری بیشتر به دیدن ماهک رفت . ماهک پشت پنجره منتظرش بود . با هم شروع کردن به حرف زدن البته ماهک حرف میزد و ماه فقط گوش میکرد . انقدر حرف زدند تا یک دفعه ماه یادش افتاد که دیگه نوبت خورشید شده تا بیاد توی آسمون . ماه دیگه باید میرفت خونشون تا خورشید بیاد . ماهک خیلی ناراحت بود ماه هم همینطور ولی چاره ای نبود . ماه حتی اجازه نداشت حرف بزنه و یا اشک بریزه ولی ماهک با یک قطره اشک ماه رو بدرقه کرد و با ماه خداحافظی کرد .

شب بعد ماه به خاطر عشقش به دختر باز هم پرنورتر و بزرگتر شده بود . باز هم ماهک پشت پنجره منتظرش بود باز با هم حرف زدند و بازهم ماه یادش رفت که نوبت به خورشیده که بیاد توی آسمون و ماه باید بره خونشون . باز نوبت به جدایی رسید . بازماه اجازه نداشت حرف بزنه و یا اشک بریزه ولی باز ماهک با یک قطره اشک ماه رو بدرقه کرد و با ماه خداحافظی کرد .


شب چهارم ماه باز به خاطر عشقش به دختر پرنورتر و بزرگتر شده بود . باز هم مثل شب های قبل با هم حرف زدند . بازهم ماه یادش رفت که نوبت به خورشید شده تا بیاد توی آسمون و ماه باید بره خونشون . باز باید ماه و ماهک از هم جدا میشدند. بازماه اجازه نداشت حرف بزنه و یا اشک بریزه و باز ماهک یک قطره اشک ریخت ولی به ماه گفت چند لحظه صبر کن میخوام چیزی بهت بگم !!! ماه صبر کرد . ماهک بهش گفت : من عاشقت شدم . ماه از خوشحالی خشکش زد اصلا حواسش نبود که دیرش شده . ماه به خودش اومد و دید که جلوی خورشید ایستاده و داره به ماهک نگاه میکنه . ماهک هم غرق در نگاه کردن به ماه بود . ولی ماه دید که همه ی مردم دارن به اون نگاه میکنن . تا اینو متوجه شد سریع برگشت به خونه .
ماه و ماهک هر شب عاشق تر از شب قبل میشدند . ماهک تمام عشق و احساسش رو بیان میکرد ولی ماه چون اجازه نداشت حرف بزنه هرشب پر نور تر و بزرگتر از شب قبل میشد . و ماهک میفهمید که هر شب عشق ماه نسبت به اون بیشتر میشه .


بعد از چهارده شب ماه به یک دایره ی کامل و پر نور تبدیل شده بود و تصمیم گرفته بود با ماهک حرف بزنه و از عشقش به اون بگه وقتی رسید به بالای خونه ی ماهک و از پنجره اتاق ماهک رو نگاه کرد داشت از تعجب میمرد . ماهک با یه پسر دیگه پشت پنجره ایستاده بود و همدیگرو بغل کرده بودند . ماه قلبش شکست
که یک دفعه ماهک ماه رو دید . با خنده به ماه نگاه کرد و گفت سلام ! ماه طبق معمول جوابش رو نداد هرچند که قبلش تصمیم دیگه ای داشت . ماهک گفت ماه اینم عشقم !!!!! پسر خیلی خوبیه . ماه قلبش شکست و بدون خداحافظی رفت و البته خیلی زود ولی خونشون نرفت اقدر دور شد که با نورش خلوت عاشقانه ی عشقش رو با کسی دیگه روشن بکنه . 


توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

خیال و وهم و ....

 

یگذشتند روزهای خوب عشق ما به سان روزهای گرم تابستان
تا رسید فصل سرد خزان و تک تک این غنچه های نوشکفته
خشک و سرد همچون برگ های درختان تنومند ریختند در پای ساقه
اما درختان تنومند ساقه هاشان هست پر استقامت باز میسازند برگ و جوانه
ناگهان در روزی از روزهای سرد پاییز
کآسمان بود از غم و غصه لبریز چشمهایش بود بغض آلود و وحشتناک و طغیانگر
که حتی خورشید هم میخروشید از توهم ترس
دست های کوچکت ناگهان از دست های من جدا شد
آسمان با آن همه غصه ناگهان بغضش ترکید و تو را برد
آن طرف آن طرفتر دور دورتر
من تمام عشق خود را نیرو کردم تا تو را از آسمان سرد و وحشتناک باز پس گیرم
اما چه سود
آسمان غمناک و وحشتناک برگ های غنچه ی کوچک عشق ما را با دست های سرد خود می برد

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

ناگهان دیدیم تو را دیدی مرا
دیدمت اما ندیدی عشق گرمم را
تو فراموش کرده ای فصل زمستان فصل تابستان خزان را
تو فراموش کرده ای آن آسمان سرد و غمناک و وحشتناک را
تو فراموش کرده ای آن زجه های بی غروبم را
تو فراموش کرده ای آن برگ های غنچه ی عشق کوچک را که در فصل خزان
برگ هایش همچو برگهای درختان تنومند شدند پرپر
یک سلام
این بود حرف های ما بعد از فصل خزان و آسمان سرد و غمناک
باز هم رفتی
باز رفتی و باز هم سر آمد عمر تابستان
باز شد فصل خزان

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

من از او خاطره دارم
من از او خاطره دارم
خاطراتي خوب زيبا
مثل زيبايي رويا
خاطراتي خوب وشيرين
مثل زيبايي آواز
عاشقم عاشقم من
عاشقم از روز ازل
عاشقم عاشقم من
پابند عشقش تا ابد
من از او خبر ندارم
اين و من باور ندارم
باور تنهايي موندن
باور بازي را باختن
يا قمار عشقو بردن
توي اين ديار غربت
حتي بوندن حتي مردن
عاشقم عاشقم من
عاشقم از روز ازل
عاشقم عاشقم من
پابند عشقش تا ابد
اگر ابر كه بارون مي زنه
مي زنه به موج دريا مي زنه
مي زنه به دشت و صحرا مي زنه
دلم كه داره فرياد مي زنه
عاشقم عاشقم من
عاشقم از روز ازل
عاشقم عاشقم من
پابند عشقش تا ابد

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

تقدیم به تو دوست عزیزم رقیه بخشی، نرگس نظری، فاطمه رضایی خیلی دوستتون دارم

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

باور کردن حال دیگر خواهد

تا حالا شده حرف یه دختر رو واقعا باور كنی؟
آره با توام با تو كه وقتی یه دختر از عشقش برات میگه تو دلت میگی برو دروغ گو
یا تو كه هزار بار قربون صدقه یه دختر میشی آخرشم یه درخواست بی شرمانه بهش میدی و بعد ...
واقعا تا حالا به اینا فكر كردی
فكر كردی فقط خودت نیاز داری میری هر غلطی دوست داری میكنی بعد میگی من پسرم دختر نباید اونكارارو بكنه
برا تو خوبه برا یه دختر بده
 وقتی یه دختر صادقانه با تمام وجود عشقشو ازت می خواد بهش خیانت میكنی
میگی از كجا بدونم قبلا با كسی نبودی مگه تو خودت عاری از خطائی
چرا همه چیو برا خودت می خوای ولی با دیگری نه
چرا حاظر نمیشی اشتباهات یه دخترو ببخشی حتی جایی كه بدترین تاون اشتباهشو پس داده به خدا ولی تو ازش نمیگذری یه لقب زشتم بهش میدی
ولی بعد از همه می خوای اشتباهاتتو فراموش كنن ولی اینو برا دیگری نمی خوای
امروز می خوام از اونی بگم كه تو اوج ناراحتیام تحملم كرد
واقعا باورش سخته تحمل كسی كه از همه چی بریده ولی اون تحملم كرد
می خوام ازش همینجا تشكر كنم ولی نمیدونم چطوری با كدوم زبون به چه صورت
تصمیم گرفتم براش بنویسم از خوبیاش از محبتایی كه در حقم كرد
همینجا ازش تشكر میكنم بابت تمام زحماتش

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |



اگر خواستید با من در تماس باشید به این شماره زنگ بزننید 09358733999خیلی خوبه که قبل از اینکه در مورد خودم بگم در مورد دوستانی بگم که خیلی دوستشون دارم و الان نمی دونم که کجا هستند اگه این جا اومدند حتماَ ما را هم خبر بکنند آقایان مهدی محمدی, علی شفاهی, علی حیدری, عباسعلی امیری, اسحاق رضایی, خانم ها نرگس نظری, فاطمه رضایی, نسرین غلامی, و دوست عزیزم رقیه بخشی
saman136136@yahoo.com

قالب وبلاگ
قشنگترين عكس هاي دختران ايراني
گوگل
خوشكلترين دخترهاي ايروني
دختر ناز و قشنگ ايروني
دخترهاي بسيار قشنگ ايروني
دختر قشنگ و ناز
زيباترين دختراي ايروني!!!
قشنگترين عكس هاي دخمل ايروني!!!
واي چه دخترهاي گلي!!!
گوگل
كليك نكني ضرر كردي
قشنگترين والپيپرهاي عاشقانه
قشنگ ترين تصاوير غم انگيز
زيباترين تصاوير زيباي عاشقانه
تصاوير زيبا و جالب عاشقانه
زيباترين عكس هاي عاشقانه
قشنگ ترين عكس هاي عاشقانه
تصاوير عاشقانه بسيار جالب
جذاب ترين عكسها از ايران ^1
عكس هاي بسيار جالب و ديدني
خنده دارترين عكس ها از ايران
جالب ترين عكس ها از ايران
جالب ترين عكس ها از*** چيزي نگو
تصاويري بسيار جالب حتما نگاه كن
تصاويري بسيار جذاب و ديدني
تصاويري بسيار جالب
شكار لحظه‌ها بسيار ديدني
شكار لحظها از دست ندي
تصاويري بسيار زيبا و جالب
شكار لحظه‌ها بسيار جالب و ديدني
بيوگرافي و عكسهايي از مريلا زارعي
عكس هايي از مريلا زارعي 1
عكس هايي از مريلا زارعي 2
عكس هايي از مريلا زارعي 3
عكس هايي از مريلا زارعي 4
عكس هايي از مريلا زارعي 5
مدل هاي جديد و زيباي لباس عروس
مدل هاي زيباي لباس تابستوني خانم ها
مدل هاي جديد لباس تابستوني دختر ها
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 1
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 2
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 3
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 4
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 5
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 6
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 5

RSS 2.0





Powered by WebGozar

Google Page Rank - گوگل پیج رنک

Design By Parstheme