تبليغاتX
جملات عاشقانه, اس ام اس های عاشقانه
جملات عاشقانه, اس ام اس های عاشقانه

دوستان مي‌توانند به اين شماره مطالب خودشان راارسال كنند 09358733999


دوات و مرکب

یه بغض نیمه پاره
تو گلوم داره داد میزنه
اشک های نیمه کارم
تو حسرته یه دامنه
کاشکی می شد فرشته ی روزای بچگیم بیاد
منو ببره اون بالاها
یه جایی از این جاها دور
شاید بریم پیش خدا
اون وقت دیگه نه غصه هست نه عشقای پاره پاره
دیگه نیست کسی که اون یکیو دوست نداره
آهای
فرشته ی مهربون
یه کاری کن
از اون بالا
یه ذره عشق
با اون چوب سحر آمیزت
بیفته تو دلای ما
خسته شدم بس که هوا غباری بود
بس که خورشید نبود و
چشما همه بهاری بود
بس که سنگینه دلا
عشق دیگه جایی نداره تو خونه ها خیابونا
فرشته ی مهربونم یه کاری کن
این دعای خیسمو تو ببر بالا
با پست سفارشیت
ببر بده دست خدا
بگو خدا جونم
قربون اون مهربونیت
یه بنده حقیری هست
که می خواد بشه قربونیت
چند تا کار مهم داره
حرفای خوبی میزنه
چند تا شکایتم داره
بهش بگو: خدا جونم
یه کاری کن
یه کاریااا از اون کارا
که فقط خودت می دونی ای خدا
یا عشق رو بیارش ای پایین
یا ماها رو ببر اون بالا

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

قرارگاه

همه انسانها ميبايست کشف کنند که "عشق" نيز همانند جاذبه زمين واقعي است و اينکه هر روز و هر ساعت و هر دقيقه و هر لحظه عاشق شدن ، خيالي شاعرانه نيست ! بلکه حالتي طبيعي است
-گفتم : مجنونم کفتي : باش
گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار

-يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است .

-يك نفر ... يك جايي.. تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ... يك جايي...در حال فكر كردن به توست

-من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام....

-چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم

-گل عشق را در دست ميگيرم و هي زير لب زمزمه ميکنم دوسم داره دوسم نداره... ؟؟؟با ترس تک تک گلبرگهارا يواش يواش ميکنم و همچنان زمزمه ميکنم... براي ادامه دادن مردد هستم ولي نه!!!! ميترسم!!!!!!!!! چشمهايم را بسته نيت ميکنم"دوسم داره" و همه ي گلبرگ ها رو يهو ميکنم

-جائي بنويس : هيچ كس 2 بار زندگي نمي كند روزي 2 بار به اين نوشته نگاه كن

-بيا شب‌هاي هجران را سحر کن... به عشق خود دلم را شعله‌ور کن.. در اين شبهاي سرد بي‌ترنم... لبانم را پر از شير و شکر کن

-اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست...
اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري!

-بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد

-عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ،
اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است

-بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي.

-شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود

-تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم؟ وقتي اشک نمي گذارد اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تارعشق مي اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقي را؟ بگو چگونه...

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

see what i see

 

خواستم برات هديه اي بفرستم;

نسيم گفت : مرا بفرست تا موها يش را نوازش کنم .

باران گفت : مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشک ها يش را پاک

کنم .

ناگهان قلبم گفت : مرا بفرست تا دوستش بدارم ...

و تنها تو همه وجودم شدي ...........

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

يه حكايت شيرين و دوست داشتني حتماً‌ بخون اونم با دقت!

 

يه دختر و پسر خيلي همديگه رو دوست داشتن اما دختره کور بود، اون دختر به پسره

گفت اگه يه روزي چشام خوب بشه قول ميدم تا آخر عمر کنارت بمونم بالاخره يکي

پيدا ميشه و چشماش رو به دختره اهدا ميکنه وقتي دختره نگاه ميکنه ميبينه پسره

هم کوره و دختره به پسر ميگه برو نمي خوام هيچ وقت ببينمت... پسره در حالي که

داشت ميرفت گفت: مراقب چشمام باش!

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

how are you

  

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره

 

ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره

 

فاصله بين من و تو ،‌ از اينجا تا آ سموناست

 

خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست

 

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

 

به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود

 

بگو تا وقتي زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

 

هر جاي دنيا كه باشي ،‌دلم واست پر ميزنه

 

براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي

 

دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

بيا ديگه طاقت ندارم!

 
 
 
 
  بیا وقتی برای عشق،هورا می کشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت،گاز اشک آور بیاندازیم
بیا با خود بیاندیشیم
اگریک روز تمام جاده های عشق را بستند؛
اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید؛
 

   اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد؛
اگر یک شب شقایق مرد؛
تکلیف دل ما چیست؟
و من احساس سرخی می کنم چندیست

و من از چند شبنم پیش در خوابم
 

    نزول عشق را دیدم
چرا بعضی برای عشق،دلهاشان نمی لرزد؟
چرا بعضی نمی دانند که این دنیا
به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟
چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است
 

   و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست؟
و گویی میوه اخلاصشان کال است
چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست؟
چرا در اقتصادِ راکدِ احساسِ این مکاره بازاران
صداقت نیز دلالیست؟
 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

گريه نكن عزيزم عشقمو بپات ميريزم

تو دیروز،برچشم من،چشم بستی
بصد ناز،دردیده ی من نشستی
مرا با دو چشمی که آتشفشان بود-
 نگه کردی و خنده بر لب شکستی



زچشم سیه مست ناز آفرینت-
بجان وتنم،مستی خواب میریخت
نگاهت چو میتافت بر دیده ی من
یشام دلم موج مهتاب میریخت

چو لبخندروی لبت موج میزد-
دل من از آن موج، توفانسرا بود
چو نسرینه اندام تو ،تاب میخورد
مرا حیرت از شاهکار خدا بود

پی نوشخندی چو لب میگشودی-
بد ندان تو بود، لطف سپیده
ندانم که الماس دندان نما بود
و یا اشک مهتاب، بر گل چکیده؟

بسی رفت و بی مستی عشق بودم
بچشمت قسم،مستی از سر گرفتم
تو دیشب نبودی،خیالت گواه است-
که او را به جای تو در بر گرفتم



پس از این، دلم بیتو چون گور سرد است
بیا بخت من شو،در آغوش من باش
مرو،بی تو شبهای من بی ستاره است
تو پروین شبهای خاموش من باش

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

 

به نام سرور كائنات
به نام خداي ادب
به نام خداي كرم
به نام خداي عشق
به نام خداي احساس
به نام خوبي
به نام افتخار عالم و آدم
به نام عباس (ع)
به نام ابوالفضل (ع)


سرورم
سخته كه بنده از سرور خودش حرف بزنه
اونم حقيري مثل من
آخه
هر چقدر شما بزرگ و كريميد من حقيرو كوچيكم
آخه چطور ميشه روضه شما رو شنيد و ابر بهاري نشد
آقاي من
بزرگترين افتخارم اينه كه پست ترين عاشق شمام
آقا شما رو قسم به عطش بچه هاي خيمه به بنده گيتون قبولم كنيد
هرچند كه ارزش يه نگاهم ندارم
ولي از بزرگي شما به دور هست كه كسيو از درب خونتون برونيد
التماس به شما قشنگترين كار توي دنياست سرورم
بين همه ي عشقاي دنيا . . . . عشق است ابوالفضل

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

زندگی

 

سرودن از تو شده کار صبح و شام من
تکرار اسم تو گشته ورد گاه و بیگاه من
سر نهادن به کوی تو شده آرزوی والای من
با تو بودن گشته بزرگترین افتخار من
ابتلا به عشق تو زیبا ترین رویای من


ای شهزاده ، ای محبوب رویایی
چگونه توانم نامت برم
که نامت مقدس است مثل آیه های قرآن
و من چگونه بی وضو و بدون غسل از تو بگویم ؟
و جز اشک با چه توانم وضو گرفت ؟
و جز در دریای غم کجا توانم غسل تعمید کرد ؟



خدایا عاقل بودم ، دیوانه و مجنونم کردی
خام بودم ، پخته شدم ، سوختم
خدایا کارم از جنون گذشت
و از سوختن
خداوندا آزمودیم
در حد توانم جنگیدم
و باز هم خواهم جنگید
خدایا
نه شوق بهشتت دارم
نه ترس جهنمت
شوقم شوق دیدار یارم است
و ترسم ترس فراقش

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

منطقه ممنوعه!!!

 

قطره قطره
ذره ذره
شمع می فشاند اشک
از سوختن پروانه اش
و پروانه
می چرخد و می نوشد و می رقصد
می شود مست از جام اشک شمع
قصه ی عشق پروانه و شمع

داستانی است از جلوه ی دلدادگی محض
بی نیاز از توضیح
بی نیاز از تفسیر
و من اینک شمعم
نه یک شمع
نه ده ها و صدها و هزاران شمع
من بی نهایت شمعم
ده ها و صدها و هزاران بی نهایت شمع


و اشک من
نه یک قطره
نه ده چشمه
نه صد رود
نه هزاران و هزاران و هزاران دریاست
اشک من بی حد و حساب است
اشک من اندازه ی عشق است
اندازه ی عشق


اشک من احساس است
وهم اینک جاریست
تو کنارم باش
نه چنان پروانه که بسوزی
و پروانه دگر چیست
که تو معبود منی
تو کنارم باش تا با دستانت ظرفی سازی
و کنی جمع اشک هایم را


تا بدانم که عشقم
تا بدانم که احساسم
تا بدانم که اشک هایم
مالک دارد
صاحب اشک هایم
صاحب عشق منی
صاحب قلب منی
چه شود اینها را لایقت پنداری

البته که روحم آسمانی نیست
و صد البته که قلبم در عرش ساکن نیست
ولی فکر کنم بهتر و نایاب تر از هدایای دیگر است

اما تو فقط دسته گل را دیدی
و چقدر عذاب کشیدم
و چقدر گریستم در دلم
به اندازه ی دریای احساسی که نداری

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

پریدن حالی دیگر خواهد

 

نوشتن از شما حال و هوایی دگر خواهد
دستان لرزانم قوتی دگر خواهد
چشمانم برای باریدن شبنمی دگر خواهد
قلبم برای لرزیدن عشقی دگر خواهد

که شما آقایی و یکتایی و بی همتایید
که شما جان جهان ، مالک دل هایید
که شما شاهن شه شاهان ، روح خدایید
که شما مهدی اعظم ، صاحب الزمانید

و من آن بدترین بنده ی خدایم
و من آن کوچک ترین عاشق شمایم
و من آن گم کرده راه در این بیابانم
و من آن جان خسته چشم در راه شمایم



اگر نظری به من کنید چه شود ؟
اگر سری به من بزنید چه شود ؟
کمم ، نمی گویم به وقت بیداری
اگر در خواب هم شود چه شود ؟

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

آبي يا قرمز

بود بر شاخه هایم آخرین برگ

تو پنداری که شب چشمم به خواب است

ندانی این جزیره غرق آبست

به حال گریه می خوانم خدا را 

     به حال دوست می جویم شما را

زبس دل سوی مردم کرده ام من

در این دنیا تو را گم کرده ام من

مرا در عاشقی بی تاب کردی



کجا هستی دلم را آب کردی

نه اکنون بلکه عمری، روزگاریست

که پیش روی ما غمگین حصاریست

بود روز تو برای ما شب تار



صدایت می رسد از پشت دیوار

کلام نازنینت مهر جوش است

صدایت در لطافت چون سروش است

بدا ، روز و شب ما هم یکی نیست


شب ما بهر تو همگام روز است

به وقت صبح تو ما را شب آید

در آن هنگامه جانم بر لب آید

کویرم من، تو گلشن باش ای یار

به تاریکی تو روشن بــاش ای یار


توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

جادوگر .....

هيچ چيز جز ياد تو ، روياي دلاويزم نيست
هيچ جز نام تو ، حرف طرب انگيزم نيست !
عشق مي ورزم و مي سوزم و فريادم نه !
دوست مي دارم و مي خواهم و پرهيزم نيست
.


نور مي بينم و مي رويم و مي بالم شاد ،
شاخه مي گسترم و بيم ز پاييزم نيست .
تا به گيتي دل از مهر تو لبريزم هست
کار با هستي از دغدغه لبريزم نيست


بخت آن را که شبي پاک تر از باد سحر ،
با تو ، اي غنچه ي نشکفته بياميزم نيست .
تو به دادم برس اي عشق که با اين همه شوق
چاره جز آنکه به آغوش تو بگريزم نيست

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

پیوند از نوع قلبی نظرت چیه

همرنگ گونه هاي تو مهتابم آرزوست
چون باده ي لب تو ، مي نابم آرزوست


اي پرده پرده چشم توام باغ هاي سبز
در زير ياسه مژه ات ، خوابم آرزوست


دور از نگاه گرم تو ، بي تاب گشته ام
بر من نگاه کن ، که تب و تابم آرزوست


تا گردن سپيد تو گرداب راز هاست
سرگشتگي به سينه گردابم آرزوست


تا وارهم ز وحشت شب هاي انتظار
چون خنده تو مهر جهانتابم آرزوست

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

تپش!!

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه

لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره

از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

دل پرخون

 

  زندگی آنقدر ارزش دارد که به خاطر آن از همه هستی خود مایه بگذاریم تا قصری باشکوه از مهربانی، محبت، عشق و دوستی بنا کنیم و زندگی آنقدر بی ارزش است که نباید به خاطر آن دلی را بیازاریم و برای رسیدن به قله های فانی دنیا دست به هر کاری بزنیم.

توجه کنید:

 تا وقتی سرت را بالا می گیری توی آسمان شب نگاهت به جای دیدن ماه به طرف ستاره ها کشیده می شه. هزاران هزار ستاره. کدامین ستاره به تو چشمک می زند؟ ستاره کم نور یا ستاره ای پر فروغ؟ دنبال ستاره ای باش که چشمکش تنها برای توست و تنها برای تو نور می تاباند. از از چشمک های ممتد و پیاپی ستاره های بزرگ و نورانی بپرهیز. آن ستاره به همه می نگرد و همه به آن می نگرند.

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

جزيره‌اي دور

دلت شاد لبت خندان بماند

                                 برایت عمر جاویدان بماند

خدا را میدهم سوگند بر عشق

                                هر آنخواهی برایت بماند

بپایت ثروتی افزون بریزد

                            که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبزه باشد

                                برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

                                چراغ خانه ات تابان باشد

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

تاريك خانه

نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود


 



هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟


اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم


عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني

 نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ، نمي توانم از تو

بگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان

که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي

 



من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

آه دل كافي نيست

 

 

بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم

من سري دارم که مي خواهد کمند

حالتي دارم که محتاجم به بند

کاشکي در گردنم زنجير بود

کاشکي دست تو دامنگيربود

عقل ما سرمايه دردسر است

من جهان را زير وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد ياري با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنوني ام

خنده تو رنگي از دلخونيم  

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

آتش دل

 

دوست داشتم در اولين قطرات اشکم درک می کردی آنچه در وجودم بود.دوست داشتم در تمام ناباوريها و تمام بايد ونبايدها باور می کردی دردی را که سالهاست در گوشه اين دل پنهان است و با تمام خاموشيم بفهمی که در دلم غوغايی برپاست.با همه کودکيم نگاهم را ذره ای از وجودت بدانی. دوست داشتم لحظه ای با مکث خود تمام هستی را به هم پيوند می دادی و هستی را آنچنان به من می بخشيدی که ديگر اثری از آن نباشد.دوست داشتم فرياد خفه اين گل بخاک افتاده را بدست تن نااميد به باد نمی سپردی که ناگهان نه بادی می ماند نه من،دوست داشتم من هم يکی از صدها ستاره ای بودم که در کنج دلت آشيانه دارد. گر چه می دانم نور من به وسعت ستاره های ديگرت نيست.دوست داشتم گلی بودم در اوج نابودی که فقط به نبودن می انديشد و ناگهان دستی می آمد و مرا به دوباره بودن و ماندن در اين زمين خوش خيال(زمينی که عادت کرده به رهگذرانش)دعوت می کرد.ولی من هر چه با تو خنديديم،هر چه گريه کردم،هر چه احساس کردم يک شبه به فراموشی سپرده شد.نمی دانم کدام آرزو تو را صدا کرد؟!نمی دانم کدام خواهش معنای خواهش من شد؟!نمی دانم کدام شک و ترديد واژه های درد آلود مرا از يادت برد،نمی دانم چرا اين قصری را که تمام نفسهايمان در آن محبوس بود يک شبه خراب کردی؟!

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

نكات حكيمانه

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی

 

ماه نمی دونست چه جوری بتابه از روی دست تو دید و بلد شد خورشید که دید نوری ازش نمی خوای رفت بالای قله و با تو بد شد دریا که دید موج موهات از اون نیست غرشی کرد و ته دل حسود شد آسمون از غم که تو رو زمینی تا همیشه رنگ چشاش کبود شد گل که دونست خزون واسه تو هیچه رنگش پرید و تو یه لحظه پژمرد درختی که تو از پیشش رد شدی انقده برگاش رو زمین ریخت که مرد

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم

امروز فهمیدم که زندگی خراب است آروز سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه میتونند اینطوری باشن

خدا میدونه که من :فقط تو رو دوست دارم, خدا میدونه که تو تنها عشق منی!خدا میدونه که فقط تو رو می پرستم !خدا میدونه که من این آف رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم

اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن

اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی

خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم تمام اشکهایم رابرای به دست آوردنت ریخته بودم

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ? خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی? اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی...

 

عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است.

رنگ قرمزرا دوست دارم چون رنگ خون من است...... خون را دوست دارم چون در قلب من است .......قلبم را دوست دارم چون نام زیبای تو درون آن است

زندگی کوتاهتر ازآن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود باگریه جبران نمی شود فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

رفتي و رفتي اما .......

 

دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس ميکنم و صداتو ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستی... ميترسم دستاتو تو دستم بگيرم..ميترسم بلور انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهايی و غربت بگيری.. می ترسم اين بغض هزار ساله به تو هم سرايت کنه... من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می ترسم.. می ترسم تو بری و من نميرم! می ترسم بدون تو زنده بمونم دلم گرفته...!! مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!! روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که اميدسپيده ای هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيس نميشم..!! ياد اون چتری که بالای سرم گرفتی تا ابد با منه.. من و ببخش که هنوز ازت پرم ..که هنوز نميتونم ازت دل ببرم.. راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر بميری  که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟ يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟؟

ميدونی... من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر.. چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدونی... تو هيچ وقت نتونستی ذهنمو بخونی..اشکمو ببينی.. صدامو نشنيدی..صدايی که خودت خفش کردی.. صدايی که يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با عشقای حالا فرق داشت وقتی ميگفتم دوست دارم با بند بند وجودم ميگفتم.. اما هيچ وقت نفهميدی.. اما بازم ميخوام از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟ چون اول و اخر لحظه هام تويی... بذار هميشه پريشونت بمونم ميذاری که ؟؟ تو رو خدا اینم ازم نگیر من میمیرم

*** از وقتی که رفتی! ***

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

دلداده عشق

 

امشب دلم گرفته امشب می خوام بنویسم می خوام بگم می خوام حرفهایی که تو دلم عقده شده بگم ولی نمی دونم از کجا بگم و چه جوری بگم از نامردی روزگار بگم یا از بخت و اقبال بد خودم بگم یا ... کاش ما آدمها انقدر انصاف داشتیم تا زود قضاوت نکنیم و به طرف مقابلمون یه فرصت می دادیم تا بتونه حرف خودشو بزنه چرا ما همه اش فکر می کنیم کار خودمون درسته و کار بقیه اشتباه ! چرا نباید کمی از غرورمون کم کنیم و قبول کنیم که ما هم بعضی وقتا اشتباه می کنیم چرا وقتی عصبی می شیم تمام پل های پشت سرمونو خراب می کنیم و دیگه راه بازگشتی برای خودمون نمی ذاریم و باعث بشیم که هم زندگی خودمون و هم زندگی کسی که دوستش داریم نابود بشه . چرا باید بعضی وقتا به کسایی اطمینان کنیم که به ظاهر دوستمون هستن ولی در باطن دارن زندگیمونو خراب می کنن ولی ما فکر می کنیم تمام حرفهاشون به صلاح خودمونه و این اطمینان کاذب باعث بشه که کسی رو که زمانی دوست داشتیمو از دست بدیم و زندگی اونو تباه کنیم و بریم دنبال کسه دیگه ای این واقعا انصافه؟ دنیای ما آدمها رو مشغول ساخته تا بتونیم اینقدر در حق هم بی مرفتی کنیم که بتونیم میزان انسانیت خودمون رو ثابت کنیم ولی حیف که اینقدر فهم ما کم هست که انسانیت را در همین می بینیم و لذت محبت عمیق را با محبت به وسعت نور خوشید را با محبت تاریکی مثل نور ماه عوض می کنیم ولی نمی دونیم که یه روز مشتی خاک تیره و خشن مارو در آغوش می گیرد و این آغوش گرم زود گذر را از یاد می بریم و باید یا دستانی که هر ساعت گرمی یک به ظاهر انسان را لمس می کرد با سردی مشتی خاک که مارا پناه داده عوض کنیم . اینا حرف های دلم بود که مدتی بود توی دلم سنگی می کرد . این حرفارو واسه کسی نوشتم که امیدوارم یه روزی گذرش توی وبلاگ من بخوره و بدونه چه کرده با دل من . امیدوارم درک کنه ! و امیدوارم یه روزی هم درک کنه که من ...

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

دو کلمه حرف حساب

سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت مي‌كنيم. خرس رفت خوابيد ولي نمي‌دونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه

 

هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني

 

 وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..

 

 به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم

 

زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

بیمار عشق

 

عزیزان من این جملات می گم تا شما بخونینش و از سر نوشت من عبرت بگیرین ترخدا دنبال هیچ عشقی نرین چون آخرش عین من مجبور می شین ............... من یک رو تا مرز دیوانگی دوست داشتم و عاشقش بودم همین رقیه خانومی که بلاگ رو تقدیم به ایشون کردم واقعا دوسش داشتم و راستشو بخواین هنوز هم دوستش دارم و امیدوارم هر جای این دنیا که هست موفق و خوشحال باشه ولی من بدون ایشون حتی قادر به تحمل کردن یک ثانیه از این دنیا هم نیستم پس شما دنبال عشق نرین نمی گم عشق بده عشق خیییییییییلی خوبه ادم با عشق هیچ بدی نمی بینه تو این دنیا ولی بعضی اوقات عشق دردهایی هم داره که امیدوارم شما به اون مبتلا نشین من هم افتخار می کنم که عاشق فائزه خانم بودم به اندازه همه دنیا دوستش داشتم هیییییییییی چی بگم درد عشق بدترین درد دنیاست ببخشید که سرتونو درد آوردم خدانگهدارتون باشه دوستان من

.......... جون هنوز هم دوست دارم

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

درد

 

سلام بهانه من برای زندگی ....
دلت تنگ است ..... می دانم !!
قلبت شکسته است ..... می دانم !!
دوری برایت سخت است ...... می دانم !
اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
بیا و درد دلت را به من بگو...
و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!
با گریه خودت را ارام نکن....
گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..
گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....
گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..
می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..

ای عزیزم ...
ای زندگی ام ....
ای عشقم .....
اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...
برای دلی که هنوز در نبود تو ....
و ارام ... ارام می میرد...!
باور کن بغض راه گلویم را بسته است....
اما گریه نمی کنم...
می خواهم برایت فقط بنویسم...
اما تو بگو بهانه ام ...
می خواهم به یاد گذشته .... اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم ( به یاد روزهای از دست رفته )
بهانه ام :
بیا و دستهایت را در دستهایی بی روجم بگذار....
و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ...
این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..!
سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ...
باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد...
می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد
وقتی دست نوشته هایم را می خوانی ....
اشک از چشمان سرازیر می شود....
پس برای اخرین بار هم گریه کن....
چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی .....
من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

تنهایی

کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
 

باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
  
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم.... 
 
کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش ، کاش ، کاش...
  
دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای
 
بهترینم....
 
باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
 
 و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  
 
خنجر در قلبهایمان مینشیند .... 
 
و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی
 
میکردی....
  
باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا
  
در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای
  
 که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
 
 
کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
 

سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من
 
بیایی...

و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ، دلم 
 
 بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که رفته ای....

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

i lovvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvve you

به نام آنکه آفتاب مهرش در آستان قلبم هرگز غروب نمی کند

بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند
   قاب عكس توست اما شيشه ي عمر من است
               بوسه بر مويت زنم , ترسم كه تارش بشكند
                        تار موي توست اما ريشه ي عمر من است
                                                    تقديم به بهترينم كه آخرينم شد...

دوستت دارم 14+1
7 آسمون
7 دريا
1 دنيا

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

هدیه

 

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.

من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني، در

دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.


من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي

عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي کوچک،

برايش يک خاطره باشد.

او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن دلي که

من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.

اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از

هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور

عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...

تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از من براي تو

گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...

مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...

يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود. روزهايي که

تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين من و تو،...

هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم

کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...................

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

just for you!~!

من کیستم؟ آن شکسته، رفته زیاد

    تک درختی که برگ وبارش نیست

          پای در گل، اسیر طوفان ها

                آن خزانی که نوبهارش نیست

 ورقی پاره از کتاب زمان

     قصه ای ناتمام وتلخ آغاز

        اشک سردی چکیده بر خاک

               نغمه هایی شکسته در دل ساز

   تو که بودی؟ همه بهار، بهار

      در نگاهت شراب هستی سوز

              از کجا آمدی؟ که چشم تو شد

                       در شب، قلب من طلیعه نور

 در رگت خون زندگی جاری

      تنت از شوق وآرزو لبریز

           تو طلوع ومن آن غروب سیاه

                  تو سراپا شکوفه من پاییز

                   عشق را شنیده بودی هیچ!


  شوره زاری که گل در آن رویید؟

          یاد شبهای تیره آخر ماه

                  دلی افسرده، روشنی جویید؟

                         تو که بودی؟ تو که شوره زار دلم

                                  با تو سرشار برف وباران شد


کاسه خشک چشمهایم باز

     تازه شد اشک چشمه ساران

            سبز گشتم زتو جوانه زدم

                    با تو گل کردم وبهار شدم


هر رگم جوی خون جاری شد

    پر شدم پر زانتظارشدم

           وای بر من چرا ندانستم

                  به وفای گل اعتباری نیست


شاخه ای را نچیده، می بینم

     در کفم غیر نیش خاری نیست

            عشق را چنان نسیم سحر

                    تو گذشتی چه ساده زآنچه که بود


 من بجا مانده یکه وتنها

           می گریزم دگر زبود ونبود

                   بی من آری، تو خفته ای آرام

                         گر چه من لحظه ای نیاسودم


 چه کنم رسم عاشقی این است

          چشم من کور عاشقت بودم

                 بعد از این می گریزم از هستی

                           به جهان نیز دل نمی بندم

ای همه شادمانیم از تو

        بی تو هرگز دگر نمی خندم

                آه اینک تو ای رطیل سیاه

                      وقت رفتن کنار خانه بمان

تا ببینی چگونه می میرم

         لحظه ای هم به این بهانه بمان

                 صبرکن، صبرکن زباغ دلم

                          گل شادی بچین وبعد برو

                                  ایکه زهر تو سوخت جان مرا

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |

عزيزم زندگي بدون تو معنا نداره

 

 

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه


پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

 


من دیگه بسه برام تحمل این همه غم


بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

 

 


وقتی فایده ا  ی نداره غصه خوردن واسه چی


واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی

 

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم


نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم

 

 


نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم


واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم

 


یا یه موجود کم و با افاده شم


وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

 


همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط


بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

 


قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین


آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین

 


نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم


واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم


یا یه موجود کم و پر افاده شم


وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

 


این همه چرخیدیو  چرخوندی آخرش چی شد


اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد

 


همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست


این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست

 


نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم


واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم

 


یا یه موجوده کمو پر افاده شم


وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

 

 

 

توسط به نام دوست عزیز خودم _++(رقیه بخشی)++_ |



اگر خواستید با من در تماس باشید به این شماره زنگ بزننید 09358733999خیلی خوبه که قبل از اینکه در مورد خودم بگم در مورد دوستانی بگم که خیلی دوستشون دارم و الان نمی دونم که کجا هستند اگه این جا اومدند حتماَ ما را هم خبر بکنند آقایان مهدی محمدی, علی شفاهی, علی حیدری, عباسعلی امیری, اسحاق رضایی, خانم ها نرگس نظری, فاطمه رضایی, نسرین غلامی, و دوست عزیزم رقیه بخشی
saman136136@yahoo.com

قالب وبلاگ
قشنگترين عكس هاي دختران ايراني
گوگل
خوشكلترين دخترهاي ايروني
دختر ناز و قشنگ ايروني
دخترهاي بسيار قشنگ ايروني
دختر قشنگ و ناز
زيباترين دختراي ايروني!!!
قشنگترين عكس هاي دخمل ايروني!!!
واي چه دخترهاي گلي!!!
گوگل
كليك نكني ضرر كردي
قشنگترين والپيپرهاي عاشقانه
قشنگ ترين تصاوير غم انگيز
زيباترين تصاوير زيباي عاشقانه
تصاوير زيبا و جالب عاشقانه
زيباترين عكس هاي عاشقانه
قشنگ ترين عكس هاي عاشقانه
تصاوير عاشقانه بسيار جالب
جذاب ترين عكسها از ايران ^1
عكس هاي بسيار جالب و ديدني
خنده دارترين عكس ها از ايران
جالب ترين عكس ها از ايران
جالب ترين عكس ها از*** چيزي نگو
تصاويري بسيار جالب حتما نگاه كن
تصاويري بسيار جذاب و ديدني
تصاويري بسيار جالب
شكار لحظه‌ها بسيار ديدني
شكار لحظها از دست ندي
تصاويري بسيار زيبا و جالب
شكار لحظه‌ها بسيار جالب و ديدني
بيوگرافي و عكسهايي از مريلا زارعي
عكس هايي از مريلا زارعي 1
عكس هايي از مريلا زارعي 2
عكس هايي از مريلا زارعي 3
عكس هايي از مريلا زارعي 4
عكس هايي از مريلا زارعي 5
مدل هاي جديد و زيباي لباس عروس
مدل هاي زيباي لباس تابستوني خانم ها
مدل هاي جديد لباس تابستوني دختر ها
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 1
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 2
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 3
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 4
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 5
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 6
عكس هايي خ=ف=ن از دختران خارجي سري 5

آموزش زبان عبري قسمت 1
آموزش زبان عبري قسمت 2
آموزش زبان عبري قسمت 3
آموزش زبان عبري قسمت 4
آموزش زبان عبري قسمت 5
آموزش زبان عبري قسمت 6
آموزش زبان عبري قسمت 7
آموزش زبان عبري قسمت 8
آموزش زبان عبري قسمت 9
آموزش زبان عبري قسمت 10
آموزش زبان عبري قسمت 11
آموزش زبان عبري قسمت 12
آموزش زبان عبري قسمت 13
آموزش زبان عبري قسمت 14
آموزش زبان عبري قسمت 15
درس هاي كامل زبان عبري براي دانلود
آموزش زبان فرانسه 1
آموزش زبان فرانسه 2
آموزش زبان فرانسه 3
آموزش زبان فرانسه 4
آموزش زبان فرانسه 5
آموزش زبان فرانسه 6
آموزش زبان فرانسه 7
آموزش زبان فرانسه 8
آموزش زبان فرانسه 9
عكس هاي پرتي زينتا 1
عكس هاي پرتي زينتا 2
عكس هاي پرتي زينتا 3
عكس هاي پرتي زينتا 4
عكس هاي پرتي زينتا 5
عكس هاي پرتي زينتا 6
عكس هاي پرتي زينتا 7
عكس هاي قشنگ از كاجول 1
عكس هاي قشنگ از كاجول 2
عكس هاي قشنگ از كاجول 3
عكس هاي قشنگ از كاجول 4
عكس هاي قشنگ از كاجول 5
عكس هاي قشنگ از كاجول 6
عكس هاي قشنگ از كاجول 7
عكس هاي قشنگ از كاجول 8
عكس هاي قشنگ از كاجول 9
عكس هاي قشنگ از كاجول 10
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 1
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 2
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 3
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 4
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 5
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 6
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 7
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 8
عكس‌هاي ديدني و زيبا از كارينا كاپور 9
RSS 2.0





Powered by WebGozar

Google Page Rank - گوگل پیج رنک

Design By Parstheme